تفتــــیش و اهمیت آن درامــــورات مالـــــــی
 
فصل اول
تعریفات کنترول و تفتیش
 
جامع ترین تعریفات در مورد کنترول و تفتیش چنین است.
( بررسی متداوم  فعالیت ها در برابر استندرد ها)
گرچه تعریف ذکر شده فشرده و بیان گر کنترول و تفتیش میباشد ولی هر گاه تمام فعالیت های استندرد شده نباشد آنوقت تعریف مذکور نا قص خواهد بود زیرا هدف از تعریف مذکور در حقیقت مقایسه فعالیت ها با استندرد ها است در حالیکه ما در بسیاری موارد نورم های معیاروهای مشخص نداریم حتی تجربه نشان داده که به طور لازم نورم های مصرف مواد خام تولیدی و یا نورم های مجرایی مواد و امتعه که استندرد های ابتدائی میباشد در برخی موارد موجود نیست.
در بعضی متون کنترول به مشابه یک پدیده عام بررسی که تفتیش با خود دارد مترادف با هم آهنگی تنظیم فعالیت های مقایسه کننده اهداف با تحقق پلان مطروحه یاد شده است.
همه می دانند که کنترول و تفتیش یک وسیله میباشد یعنی ارزیابی، بررسی، بازرسی و یا نظارت از چگونگی تحقق فعالیت ها در مراحل مختلفه به شکل ساده ولی مشخص تعریفات که جوانب تطبیقی نیز دارد به تفکیک آتی ارایه میگردد.
الف – انواع کنترول
1-               کنترول
عملیه های بررسی قبلی، جاری و بعدی فعالیت ها بر طبق موازین و اهداف تعین شده، تثبیت چگونگی موثریت کفایت و اقتصادی بودن فعالیت ها میباشد.
1-      موثریت یاEffectiveness(سودمندی) : عبارت ازانجام دادن فعالیتهای است که درجهت دستیابی به اهداف سازمان به ماکمک کند. مسله که مهم است کیفیت.
2-      مولدیت: Productivity : عبارت از تناسب محصول دهی واندوخته هادریک مقطع خاص زمانی است که درآن کیفیت درنظر گرفته میشود.
3-      مثمریت یاEfficiency (مفیدیت): عبارت ازانجام دادن فعالیت های است که بااستفاده ازآن ازسرمایه کم محصول زیاد بدست آید. درمثمریت نقاط ذیل مورد بحث میباشد.1 کمیت ،2 قیمت3 :و قت.
 
در تعریف فوق دیده می شود که (کنترول) به ذات خود مراحل بررسی را با اجزا و جوانب آن در خود دارد همین ماهیت وظایف اداره کنترول و تفتیش را گسترده و وسیع می سازد.                                                                                                
2-               کنترول قبلی
عملیه بررسی است که قبل از آغاز فعالیت ها صورت میگیرد هدف از این گونه بررسی جلوگیری از بروز نارسائی ها و تخلفات میباشد.
تعریف ذکر شده می رساند که کنترول قبلی در حقیقت بررسی قانونی بوده که متابع بروز تخلفات در آینده میگردد.
مفهوم کنترول قبلی آنست که هنور پروژه ای شروع به فعالیت نکرده و یا فعالیت مالی، حسابی و اقتصادی آغاز نگردیده در همین مرحله نیز به کنترول ضرورت است.
محققین به این عقیده اند که به هر اندازه یکه در مرحله قبلی کنترول دقیق باشد در مراحل بعدی اشتباهات و تخلفات کمتر صورت میگیرد.
طور مثال هرگاه هدف از ساختمان یک عمارت دولتی باشد باید قبلا سیستم کنترول فبلی از موجودیت امکانات لازم جهت اعمار ساختمان، مواد خام، نیروی بشری و غیره اطمینان دهد.
زیرا در مرحله اول احتمال دارد که امکانات به صورت واقعی سنجیده نشده ارقام و شاخص ها بطور حقیقی تعین نگردیده باشد مثال های زیاد می تواند در این مواد موجود باشد.
3-               کنترول جاری
عملیه بررسیی است که در جریان فعالیت های تحقیق می پذیرد هدف این نوع بررسی تشخیص و جلو گیری از انکشاف بعدی تخلفات و نارسائی ها می باشد
تعریف متذکره باز هم به کنترول و تفتیش باز دارنده و جلوگیری کننده پدیده های منفی را میدهد از همین جا است که سیستم کنترول و تفتیش در تمام کشور های جهان مورد توجه ارگان های رهبری بوده زیرا تنها به پدیده های منفی مبارزه نکرده بلکه از وقوع آن نیز جلو گیری میکند.
کنترول جاری نظر به ماهیت آن از موثریت زیادی برخوردار می بایشد فعالیت های مالی، حسابی و اقتصادی وجود دارد که بررسی و موثریت آن بدون کنترول جاری امکان پذیر نیست به گونه مثال هرگاه هدف بررسی این باشد که از صحت تسلیم دهی اموال و اجناس نظر به پروتکول ها و نمونه های اموال کنترول به عمل اید فقط و فقط از طریق کنترول جاری می توان به نتیجه رسید کنترول از صحت محصول دهی اموال در گمرکات، کنترول و توزیع مواد امدادی دولتی، مواد غذائی، مواد نفتی وضع عرضه خدمات صحی و غیره بدون کنترول جاری نا ممکن است.
4-               کنترول بعدی
عملیه بررسی است که در ختم فعالیت ها صورت میگیرد و منظور چنین بررسی را مقایسه و ارزیابی امور انجام شده و انچه باید انجام می پذیرفت احتوا می نماید.
در این تعریف دیده می شود که کنترول بعدی در ختم فعالیت ها و معاملات عملی گردیده مواد انجام شده را با پیش بینی ها اهداف قوانین مقررات و نورم ها مورد مقایسه قرار میدهد.
5-               تفتیش                                                                          
عبارت از آن نوع کنترول بعدی است که در ختم فعالیت های مالی و حسابی به عمل میاید هدف این بررسی ارزیابی از چگونگی رعایت قوانین و موازین مالی، حسابی ومصارف قانونی از وجوه دولتی و تحصیل عواید ارگانهای دولت میباشد که دز ظرف سال مالی پیش بینی شده و درختم سال تحقق یافته یاخیر؟
تفتیش در حقیقت به شکل بعدی صحت و موثریت مصارف وجوه و دارائی جنسی را بررسی نموده و هم از تحقق عواید به شکل قانونی آن کنترول به عمل اورده تفاوت ها را به نفع بودجه دولت تثبیت و علیه پدیده های منفی بر طبق قوانین مبارزه می نمائید. ارزیابی تعریفات کنترول و تفتیش و سعت فعالیت ارگان های بررسی را نشان می دهد هرگاه هدف تعریفات ذکر شده را جمع بندی نمایم در باره تفتیش تعریف ذیل به دست می آید.
(تشخیص دقیق نارسائی ها و تخلفات، عوامل ایجاد بروز تخلفات و نارسائی ها و طرق جلو گیری و مسدود ساختن نارسائی ها و تخلفات)
باید گفت که صرف تشخیص نارسایی و تخلف و سپردن آن به ارگان های عدلی بررسی کامل را در بر نخواهد داشت زیرا بدون درک و برملا ساختن عوامل پدیده منفی نمی توان مشکل حل شود. در این جا مفتشین به مثابه یک طبیب خواهد بود که باید مرض را تشخیص نموده و عوامل را تثبیت نماید بعداً در صدد معالجه آن براید در غیر آن افت و مرض نه تنها از بین نمی رود بلکه تقویت هم می شود و همین طور هرگاه عوامل حیف و میل دارائی ها اختلاص و انواع سؤی استفاده ها به طور دقیق تثبیت و از میان برداشته نشود در آینده با احوال مشدده روبرو خواهد کرد.
ب - سطوح و انواع بررسی ها
الف:- سطوح کنترول و تفتیش
اساساً کنترول و تفتیش از لحاظ ماهیت به سطوح مختلف عملی میگردد که هر سطح بررسی مانند زنجیر به سطح دیگر بستگی داشته و کنترول کامل و موثر را تشکیل میدهد به طور موجز می توان اذهان نمود که کنترول و تفتیش عمدتاً دارای سه سطح اساسی بوده که عبارتند از:
1:- سطح قانونیت در بررسی ها
سطح ابتدائی و اولی کنترول و تفتیش عبارت از ارزیابی چگونگی تطبیق قوانین و مقررات فرامین، مصوبات و غیره اسناد تقنینی در فعالیت ها و معاملات مالی، حسابی، اقتصادی و غیره در عرصه های مربوطه به فعالیت های کنترول و تفتیش می باشد.
یعنی مفتشین مکلف اند که در پروسه بررسی نخست تطبیق قوانین ومقررات را در نظر داشته باشند مثلاًً در یک خریداری بایست مقررات حسابی و مقرره خریداری بطور کامل رعایت شده باشد و یا در بررسی از مصارف ساختمان ها و تعمیرات بایست ار چگونگی تطبیق موازین و نورم های ساختمانی ارزیابی به عمل آید.
2:- سطح معقولیت و اقتصادی بودن
سطح دوم بررسی را سطح معقولیت و اقتصادی بودن تشکیل می دهد که شامل پروسه کنترول و تفتیش است زمانیکه از تطبیق قوانین و مقررات نظر به سطح اول اطمینان حاصل شد بایست به سطح دوم پرداخت درین مرحله مفتشین باید ارزیابی نمایند کا ایا فعالیت اقتصادی و معامله مالی و حسابی معقول و اقتصادی میباشد و یا خیر؟
مثلاً در یک خریداری تمام مواد و مقرره خریداری رعایت گردیده نرخ نازل تثبیت شده و امتعه به قیمت نازل تهیه گردید و لی هرگاه ارزیابی که اداره تحت بررسی می توانست بدون تهیه و خریداری جنس مذکور از موجود دیپو و اجناس مشابه استفاده نماید مسلماً خریداری غیر اقتصادی و نا معقول خواهد بود.
3:- سطح موثریت و تطبیق اهداف
این سطح نیز در برخی از موارد از اهمیت زیادی بر خوردار میباشد یعنی بعد از اطمینان از قانونیت اجرااًت معقول و اقتصادی بودن فعالیت ها بایست ارزیابی گردد که معاملات و فعالیت ها بطور موثر و اقتصادی بوده یا خیر؟
بطور مثال هرگاه قسمت اعمار یک الحاقیه مصارف صورت گرفته باشد بایست بعد از انجام بررسی های سطح اول و دوم ارزیابی گردد که الحاقیه مذکور برای فعا لیت ارگان تحت بررسی چه موثریت داشته و ایا اعمار الحاقیه مذکور شامل پلان فعالیت ارگان بوده و یا چطور زیرا دیده می شود که تعمیرا ت به منظور مشخص اعمار میگردد ولی از آن به شیوه های دیگر کار گرفته می شود مثلا تحویل خانه برا ی گارج وسایط ویا اینکه در برخی موارد وجوه اضافه از تخصیص باقی می ماند ارگان برای اینکه برای آن مدرک مصرف سراغ کرده باشد بطور غیر موثر خارج از هدف انرا به مصرف می رساند ولی هرگاه هر سطح بررسی بطور متناسب تطبیق گردد نتایج مطلوب بدست امده و امور مربوطه بطور کامل بررسی میگردد.
ب- انواع بررسی
هدف از توضیح انواع بررسی ها این می باشد تا دست اندر کاران کنترول و تفتیش در روشنی قرار گیرد که بین انواع بررسی و شیوه های بررسی فرق وجود دارد زیرا انواع برسی عمده بوده و خیلی هم اساس می باشد ولی شیوه های بررسی متعدد و مختلف بوده می تواند که تاکتیک های مختلف و میتودهای چند بعدی به کار بسته شود بطور عموم نظر به ما هیت وظایف اداره کنترول و تفتیش و شعبات تفتیش داخلی سه نوع بررسی وجود دارد که عبارت اند از:
1:- بررسی قسمی
بررسی می باشد که در یک ارگان یک قسمت و یا یک موضوع از فعالیت قبلا تشخیص گردیده و همان قسمت یا موضوع مورد کنترول و تفتیش قرار میگیرد.
مثلاً در یک اداره بودجوی مصارف خریداری ها و یا تنها مصارف حق الزحمه ها
2:- بررسی موضوعی و مقایسوی
 
این بررسی در برخی موارد به منظور مقایسه چگونگی فعالیت مالی و حسابی و اقتصادی چند ارگان مشخص ان هم از موضوع مشخص  صورت میگیرد بطور مثال بررسی از مو جودیت تفکیک و تحصیل طلبات در دو و یا اضافه از دو ارگان ویا بررسی رعایت موازین قانونی در تادیه حق الزحمه اضافه کاری ها در چند ارگان بودجوی بطور مقایسوی.
 
3:- بررسی کامل یا کمپلکس
 
بررسی میباشد که تمام فعالیت های مالی، حسابی و اقتصادی یک ارگان را احتوا مینماید مثلا در یک ارگان بودجوی تمام بخش های مصارفاتی که جز فعالیت همان ارگان باشد مانند خریداری ها، معاشات، مصارف ماکول مصارف مواد کوپونی، تجهیزات، ترمیمات تعمیرات و غیره......
 
     بقیه مطالب در ادامه مطلب...
 این مطلب را از دوستانم که در دانشگاه بلخ در دانشکده اقتصاد اند ارسال کرد... من هم خواستم که شاید به شما مفید باشد به نشر سپردم..


????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ - 11:59

بانکداری الکترونیکی

???? ???? : بانکداری

بانکداری الکترونیکی:

به طور کلی می توان گفت بانکداری الکترونیکی عبارت است از فراهم آوردن امکاناتی برای کارکنان در جهت افزایش سرعت و کارایی آنها در ارائه خدمات بانکی در محل شعبه و همچنین فرآیندهای بین شعبه‌ای و بین بانکی در سراسر دنیا و ارائه امکانات سخت افزاری((Hardware ونرم افزاری((Software به مشتریان که با استفاده از آنها بتوانند بدون نیاز به حضور فیزیکی در بانک، در هر ساعت از شبانه روز (۲۴ ساعته) از طریق کانال‌های ارتباطی ایمن و با اطمینان عملیات بانکی دلخواه خود را انجام دهند.

به عبارت دیگر بانکداری الکترونیکی استفاده از فناوری های پیشرفته نرم افزاری و سخت افزاری مبتنی بر شبکه و مخابرات برای تبادل منابع و اطلاعات مالی به صورت الکترونیکی است و نیازی به حضور فیزیکی مشتری در شعبه نیست.

خدمات بانکداری الکترونیکی:

بانکداری الکترونیک شامل سیستمهایی است که مشتریان موسسات مالی را قادر می سازد تا در سه سطح اطلاع رسانی، ارتباط و تراکنش از خدمات و سرویس های بانکی استفاده کنند:

الف ـ اطلاع رسانی:

 این سطح ابتدایی ترین سطح بانکداری انترنتی است. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عملیات بانکی خود را از طریق شبکه های عمومی یا خصوصی معرفی می کند.

ب ـ ارتباطات:

 این سطح از بانکداری انترنتی امکان انجام مبادلات بین سیستم بانکی و مشتری را فراهم می آورد. ریسک این سطح در بانکداری الکترونیک بیشتر از شیوه سنتی است و کنترول های مناسبی را برای عدم دسترسی به شبکه انترنت بانک و سیستم های رایانه ای نیاز دارد.

ج ـ تراکنش:

 این سیستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود از بالاترین سطح ریسک برخوردار است و با یک سیستم امنیتی کنترل شده قادر است، صدور چک، انتقال وجه و افتتاح حساب را انجام دهد.

شاخه های بانکداری الکترونیکی:

انواع مختلف بانکداری الکترونیک عبارتند از:

بانکداری انترنتی - بانکداری مبتنی برتلیفون همراه و فناوری‌های مرتبط با آن - بانکداری تلیفونی - بانکداری مبتنی بر نمابر- بانکداری مبتنی بر دستگاه‌های خودپرداز- بانکداری مبتنی بر پایانه‌های فروش و بانکداری مبتنی بر شعبه‌های الکترونیکی.

کانال‌های بانکداری الکترونیکی:

برای ارائه خدمات بانکداری الکترونیک کانال های متعددی وجود دارد که برخی از آنان عبارتند از:

رایانه‌های شخصی - کیوسک - شبکه‌های مدیریت یافته -تلیفونثابت و همراه - دستگاههای خودپرداز و پایانه های فروش.

در روش شبکه‌های مدیریت یافته، بانک‌ها برای ارتباط با مشتریان خود از شبکه‌هایی که ایجاد شده؛ استفاده می کنند. در روش انترنت با رایانه‌های شخصی، بانک از طریق ایجاد یک پایگاه انترنتی و معرفی آن به مشتریان با آنها ارتباط متقابل برقرار کرده و ارائه خدمت می کند. در روش بانکداری تلفنی، تلفن (اعم ازتلیفونثابت و همراه) وسیله ارتباطی بانک با مشتریان خود بوده و از این طریق خدمات بانکی عرضه می شود. با استفاده از ماشین‌های خودپرداز نیز بانکها می توانند خدمات متنوعی از قبیل برداشت نقدی، سپرده گذاری، انتقال وجوه، پرداخت صورتحساب، قبوض و غیره را به مشتریان خود ارائه دهند.

 مزایای بانکداری الکترونیکی:

مزایای بانکداری الکترونیک را می توان از دو جنبه مشتریان و موسسات مالی مورد توجه قرار داد از دید مشتریان می توان به صرفه جویی در هزینه ها، صرفه جویی در زمان و دسترسی به کانال های متعدد برای انجام عملیات بانکی نام برد.

از دید موسسات مالی می توان به ویژگی هایی چون ایجاد و افزایش شهرت بانک‌ها در ارائه نوآوری، حفظ مشتریان علی رغم تغییرات مکانی بانکها، ایجاد فرصت برای جستجو مشتریان جدید در بازارهای هدف، گسترش محدوده جغرافیایی فعالیت و برقراری شرایط رقابت کامل را نام برد.

براساس تحقیقات موسسه Data Monitor مهمترین مزایای بانکداری الکترونیک عبارتند از: تمرکز بر کانال‌های توزیع جدید، ارائه خدمات اصلاح شده به مشتریان و استفاده از راهبردهای تجارت الکترونیک. البته مزایای بانکداری الکترونیک از دیدگاه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیز قابل بررسی است. رقابت یکسان، نگهداری و جذب مشتریان از جمله مزایای بانکداری الکترونیک در کوتاه مدت (کمتر از یکسال) هستند. در میان مدت (کمتر از ۱۸ ماه) مزایای بانکداری الکترونیک عبارتند از: یکپارچه سازی کانالهای مختلف، مدیریت اطلاعات، گستردگی طیف مشتریان، هدایت مشتریان به سوی کانال های مناسب با ویژگی های مطلوب و کاهش هزینه ها، کاهش هزینه پردازش معاملات، ارائه خدمات به مشتریان بازار هدف و ایجاد در آمد نیز از جمله مزایای بلند مدت بانکداری الکترونیک هستند.

خلاصه مزایا:

1ـ امکان دسترسی مشتریان به دریافت خدمات بانکی بدون حضور فیزیکی با ارتباطات ایمن.

 ۲ـ استفاده از انترنت برای ارائه عملیات و سرویس های بانکی و اعمال تغییرات انواع حسابهای مشتری.

 ۳ـ ارائه مستقیم خدمات و عملیات بانکی جدید و سنتی به مشتریان از طریق کانال های ارتباطی متقابل الکترونیک.

گستره جهانی:

براساس گزارش تحقیقاتی موسسه Data Monitor (مرکز تجزیه و تحلیل اطلاعات بانکداری در اروپا) آمار استفاده کنندگان از سیستم های بانکداری الکترونیک در هشت کشور فرانسه، آلمان، هلند، اسپانیا، سوئد، سوئیس و انگلیس از ۴.۵ میلیون نفر در سال ۱۹۹۹ به حدود ۲۲ میلیون نفر در سال ۲۰۰۴ رسیده است. در سال ۲۰۰۵ بیش از ۷۵ درصد شرکتهای فعال در کشورهای توسعه یافته حداقل یکی از خدمات بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند.



????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ - 15:20

( Management)مدیریت

???? ???? : حسابداری

فصل اول  

Management)مدیریت

منجمنت عبارت از پروسه ديزاين و حمايه محيطی ا ست که درآن کار مينمايم و يا به عباره د يگر منجمنت پروسه است رسی به يک نتيجه د لخواه از طريق استفاده مفيد از ا نسا ن (نیروی بشری) و منابع مادی است.

همچنان اداره يا منجمنت عبارت از اجرای امور به وسيله ديگران و به شکل جمعی با ديگرا ن ميبا شد  .

تعريف فوق الذکر ميرساند که منجمنت به انجام يک عمل معين سر وکار دارد. هنگام که چنين عمل ماهرانه يا بصورت مفيد انجام ميپذيرد ومحيطی که در آن قوای بشری و منابع مادی بصورت موثر مورد استفاده قرار گرفته  و هدف دلخواه برآورده ميشود، منجمنت ناميده ميشود.

سطو ح يا هرم منجمنت

Levels of Management or the management pyramid 

سه سطح يا هرم منجمنت عبارت اند از:

سطح بالای منجمنتUpper level of Management ( Strategic Management)

سطح وسطی منجمنت Middle level of Management  (Technical Management )

سطح  پايينی منجمنت Lower Level of Management

1: سطح بالايي منجمنت:

  منجمنت ا ستراتيژيکی يا سطح بالايی عبارت از تشخپص وظايف و محيط که اين و ظايف در ان انجام  مپپذيرد و برای رسيدن به اهدا ف طويل المدت يک دفتر در يک مدت معين وظيفه دارد. منجمنت سطح بالايی در مورد نوع دفتر يا پروژه تصميم گرفته، وظايف خاص اشخاص و جهت انرا به صورت کل تفهيم مينمايد .

2:سطح وسطی منجمنت:

منجمنت تکتيکی يا سطح وسطی با پلانگذاری و تصميم گيری در مورد بهترين شيوه برای ا نجام عمل و کنترول  سروکار دارد .

3:سطح پايينی منجمنت !

سطح پايينی منجمنت بصورت مستقيم مسوليت کنترول و فعاليت های کارمندان را به عهده دارد تا به اهداف سطوح بالا مطابقت حاصل نما يد . 

Top level Management

Mid level Management

Low level Management

و ظايف منجمنت   Functions of Management

1: پلانگذاری Planning

2: سازماندهی Organizing

3: تشکيلات  Staffing

4: رهبری Leading

5: کنترول    Controlling

پلانگذاری Planning

پروسه به سررسانيدن اهدا ف يک  سازمان و انتخاب طريقه های مختلف برای فعاليت های اينده و تکميل اين فعاليت ها است .

پلان کردن چيست ؟

پلان کردن عنصر کليدی منجمنت بوده وعبارت است از تثبيت نمودن اهداف / مقاصد موسسه وی وتصميم گيری بر اينکه چطور اين اهداف و مقاصد را به وجه احسن به دست اورد. تصميم گيری همان قسمت پروسه پلان کردن است که شامل انتخاب کردن بهترين طريقه عمل کرد از ورای بديل های ( الترنتيف ها ) مختلف ميباشد.

چرا پلان ميکنيم يا پلان کردن برای چی ؟

سازمان ها وموسسات در حالات متحول امروزی با فشارهای مختلف از خارج رو برو ميباشند. که منجمله فشارهای از قبيل قوانين دولتی نا مطلوب ، تکنالوجی های مغلقتر اقتصاد جهانی مصارف کار سرمايه ومنا فع تقويتی ديگر مربوط به ان شامل اين فشارها اند. عوامل يا فشارهای داخلی شامل چنين مسايل ميباشند از قبيل جستجو نمودن موثريت های فعاليت تشکيلات جديد تنوع بيشتر در ی قوای کاری وچالش های منجمنت مربوطه. طوريکه شايد توقع داشته باشيد مساعی طرح ريزی و پلان کردن در چنين شرايط فوايد مهم را دارا است که تمرکز بهتر وتغير پذ يری انسجام کنترول وتنظيم وقت شامل ان ميباشد.

تمرکز و تحول پذيری!

پلان نمودن" تمرکز نظر" و " تحول پذيری " را بهبود ميبخشد. يک سازمان يا نهاد دارای تمرکز نظر و يا عطف توجه ميداند که چه چيز به وجه بهتر انجام ميدهد نيازمندی های مستهلکين را ميداند و اينرا هم ميداند که چطور به انها خدمت نمايد.يک سازمان و يا نهاد تحول پذير به صورت دايناميک ومتحرک عمل نمود ودر فکر اينده ميباشد. چنين يک نما اماده است که در برابر هر نوع پرابلم ها ،توقعات و زمينه های نو ظهور خود را تغير دهد وخود را عيار سازد. پلان نمودن با منيجران در تمام انواع سازمان ها کمک ميکند تا دست اوردهای بهتر کسب کنند زيرا که:

پلان کردن با اساس نتيجه استوار است ! يعنی که اجرات وفعاليت ان با توجه بدست اورد رهبری ميشود. و يا به عبارت ديگر مفکوره رهبری دست اورد وانجام دادن يک کار را ايجاد ميکند.

 پلان کردن اوليت را در نظر ميگيرد! يعنی که مهمترين چيز ها بايد از همه اولتر مورد نظر باشند.

پلان کردن منفعت را در نظر دارد!  منابع طوری تنظيم ميکند که به بهترين وجه از ان کار گرفته شود.

پلان کردن تحول پذير است! در پيش بينی پرابلم ها و زمينه ها مساعدت ميکند تا به وجه احسن با انها معامله شود.   

انسجام و هم اهنگی بهتر:

پلان نمودن  کواردينيشن ويا انسجام را بهبود ميبخشد.در هر زمان معين سيستم های فرعی و گروپها در سازمانها هر کدام در جستجوی اهداف مختلف خود ميباشند. ليکن اين اهداف بايد طوری وبه طرقی  رهبری وتنظيم گردند که در راه يک ديگر مانع ايجاد نکند. يک تسلسل مراتب اهداف عبارت از يک سلسله اهدافيست که طوری با هم ارتباط دارند که دران هر يک از اهداف سطح بلند تر توسط توسط هدف سطح کوچکتر وپايينتر تقويه وحمايه ميگردد.وقتی که اين سيستم درسرتا سر يک نهاد و سازمان به درستی مشخص گردند يک شبکه سلسله وسايل نهايی را ايجاد ميکند. و يا به عبارت ديگر اهداف سطح بلند تر يا نهايی به صورت واضح با اهداف سطح پايين تر منحيث وسايل برای به سر رساندن وانجام دادن انها ارتباط داده شده اند، اهداف سطح پايين اهداف سطح بلند تر را تقويت کرده وبه ثمر ميرساند.


???????: شمس الدین "حضرتی" | شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ - 14:47

تفتــــیش و اهمیت آن درامــــورات مالـــــــی

فصل اول

تعریفات کنترول و تفتیش

جامع ترین تعریفات در مورد کنترول و تفتیش چنین است.

( بررسی متداوم  فعالیت ها در برابر استندرد ها)

گرچه تعریف ذکر شده فشرده و بیان گر کنترول و تفتیش میباشد ولی هر گاه تمام فعالیت های استندرد شده نباشد آنوقت تعریف مذکور نا قص خواهد بود زیرا هدف از تعریف مذکور در حقیقت مقایسه فعالیت ها با استندرد ها است در حالیکه ما در بسیاری موارد نورم های معیاروهای مشخص نداریم حتی تجربه نشان داده که به طور لازم نورم های مصرف مواد خام تولیدی و یا نورم های مجرایی مواد و امتعه که استندرد های ابتدائی میباشد در برخی موارد موجود نیست.

در بعضی متون کنترول به مشابه یک پدیده عام بررسی که تفتیش با خود دارد مترادف با هم آهنگی تنظیم فعالیت های مقایسه کننده اهداف با تحقق پلان مطروحه یاد شده است.

همه می دانند که کنترول و تفتیش یک وسیله میباشد یعنی ارزیابی، بررسی، بازرسی و یا نظارت از چگونگی تحقق فعالیت ها در مراحل مختلفه به شکل ساده ولی مشخص تعریفات که جوانب تطبیقی نیز دارد به تفکیک آتی ارایه میگردد.

الف – انواع کنترول

1- کنترول:

عملیه های بررسی قبلی، جاری و بعدی فعالیت ها بر طبق موازین و اهداف تعین شده، تثبیت چگونگی موثریت کفایت و اقتصادی بودن فعالیت ها میباشد.

1-  موثریت یاEffectiveness(سودمندی) : عبارت ازانجام دادن فعالیتهای است که درجهت دستیابی به اهداف سازمان به ماکمک کند. مسله که مهم است کیفیت.

2-  مولدیت: Productivity : عبارت از تناسب محصول دهی واندوخته هادریک مقطع خاص زمانی است که درآن کیفیت درنظر گرفته میشود.

3-  مثمریت یاEfficiency (مفیدیت): عبارت ازانجام دادن فعالیت های است که بااستفاده ازآن ازسرمایه کم محصول زیاد بدست آید. درمثمریت نقاط ذیل مورد بحث میباشد.1 کمیت ،2 قیمت3 :و قت.

در تعریف فوق دیده می شود که (کنترول) به ذات خود مراحل بررسی را با اجزا و جوانب آن در خود دارد همین ماهیت وظایف اداره کنترول و تفتیش را گسترده و وسیع می سازد.

 2-کنترول قبلی:

 عملیه بررسی است که قبل از آغاز فعالیت ها صورت میگیرد هدف از این گونه بررسی جلوگیری از بروز نارسائی ها و تخلفات میباشد.

تعریف ذکر شده می رساند که کنترول قبلی در حقیقت بررسی قانونی بوده که متابع بروز تخلفات در آینده میگردد.

مفهوم کنترول قبلی آنست که هنور پروژه ای شروع به فعالیت نکرده و یا فعالیت مالی، حسابی و اقتصادی آغاز نگردیده در همین مرحله نیز به کنترول ضرورت است.

محققین به این عقیده اند که به هر اندازه یکه در مرحله قبلی کنترول دقیق باشد در مراحل بعدی اشتباهات و تخلفات کمتر صورت میگیرد.

طور مثال هرگاه هدف از ساختمان یک عمارت دولتی باشد باید قبلا سیستم کنترول فبلی از موجودیت امکانات لازم جهت اعمار ساختمان، مواد خام، نیروی بشری و غیره اطمینان دهد.

زیرا در مرحله اول احتمال دارد که امکانات به صورت واقعی سنجیده نشده ارقام و شاخص ها بطور حقیقی تعین نگردیده باشد مثال های زیاد می تواند در این مواد موجود باشد.

3:- کنترول جاری:

عملیه بررسیی است که در جریان فعالیت های تحقیق می پذیرد هدف این نوع بررسی تشخیص و جلو گیری از انکشاف بعدی تخلفات و نارسائی ها می باشد

تعریف متذکره باز هم به کنترول و تفتیش باز دارنده و جلوگیری کننده پدیده های منفی را میدهد از همین جا است که سیستم کنترول و تفتیش در تمام کشور های جهان مورد توجه ارگان های رهبری بوده زیرا تنها به پدیده های منفی مبارزه نکرده بلکه از وقوع آن نیز جلو گیری میکند.

کنترول جاری نظر به ماهیت آن از موثریت زیادی برخوردار می بایشد فعالیت های مالی، حسابی و اقتصادی وجود دارد که بررسی و موثریت آن بدون کنترول جاری امکان پذیر نیست به گونه مثال هرگاه هدف بررسی این باشد که از صحت تسلیم دهی اموال و اجناس نظر به پروتکول ها و نمونه های اموال کنترول به عمل اید فقط و فقط از طریق کنترول جاری می توان به نتیجه رسید کنترول از صحت محصول دهی اموال در گمرکات، کنترول و توزیع مواد امدادی دولتی، مواد غذائی، مواد نفتی وضع عرضه خدمات صحی و غیره بدون کنترول جاری نا ممکن است.

  4:- کنترول بعدی

 عملیه بررسی است که در ختم فعالیت ها صورت میگیرد و منظور چنین بررسی را مقایسه و ارزیابی امور انجام شده و انچه باید انجام می پذیرفت احتوا می نماید.

در این تعریف دیده می شود که کنترول بعدی در ختم فعالیت ها و معاملات عملی گردیده مواد انجام شده را با پیش بینی ها اهداف قوانین مقررات و نورم ها مورد مقایسه قرار میدهد.

5:- تفتیش:  

عبارت از آن نوع کنترول بعدی است که در ختم فعالیت های مالی و حسابی به عمل میاید هدف این بررسی ارزیابی از چگونگی رعایت قوانین و موازین مالی، حسابی ومصارف قانونی از وجوه دولتی و تحصیل عواید ارگانهای دولت میباشد که دز ظرف سال مالی پیش بینی شده و درختم سال تحقق یافته یاخیر؟

تفتیش در حقیقت به شکل بعدی صحت و موثریت مصارف وجوه و دارائی جنسی را بررسی نموده و هم از تحقق عواید به شکل قانونی آن کنترول به عمل اورده تفاوت ها را به نفع بودجه دولت تثبیت و علیه پدیده های منفی بر طبق قوانین مبارزه می نمائید. ارزیابی تعریفات کنترول و تفتیش و سعت فعالیت ارگان های بررسی را نشان می دهد هرگاه هدف تعریفات ذکر شده را جمع بندی نمایم در باره تفتیش تعریف ذیل به دست می آید.

(تشخیص دقیق نارسائی ها و تخلفات، عوامل ایجاد بروز تخلفات و نارسائی ها و طرق جلو گیری و مسدود ساختن نارسائی ها و تخلفات)

باید گفت که صرف تشخیص نارسایی و تخلف و سپردن آن به ارگان های عدلی بررسی کامل را در بر نخواهد داشت زیرا بدون درک و برملا ساختن عوامل پدیده منفی نمی توان مشکل حل شود. در این جا مفتشین به مثابه یک طبیب خواهد بود که باید مرض را تشخیص نموده و عوامل را تثبیت نماید بعداً در صدد معالجه آن براید در غیر آن افت و مرض نه تنها از بین نمی رود بلکه تقویت هم می شود و همین طور هرگاه عوامل حیف و میل دارائی ها اختلاص و انواع سؤی استفاده ها به طور دقیق تثبیت و از میان برداشته نشود در آینده با احوال مشدده روبرو خواهد کرد.

ب - سطوح و انواع بررسی ها

الف:- سطوح کنترول و تفتیش

اساساً کنترول و تفتیش از لحاظ ماهیت به سطوح مختلف عملی میگردد که هر سطح بررسی مانند زنجیر به سطح دیگر بستگی داشته و کنترول کامل و موثر را تشکیل میدهد به طور موجز می توان اذهان نمود که کنترول و تفتیش عمدتاً دارای سه سطح اساسی بوده که عبارتند از:

1:- سطح قانونیت در بررسی ها

سطح ابتدائی و اولی کنترول و تفتیش عبارت از ارزیابی چگونگی تطبیق قوانین و مقررات فرامین، مصوبات و غیره اسناد تقنینی در فعالیت ها و معاملات مالی، حسابی، اقتصادی و غیره در عرصه های مربوطه به فعالیت های کنترول و تفتیش می باشد.

یعنی مفتشین مکلف اند که در پروسه بررسی نخست تطبیق قوانین ومقررات را در نظر داشته باشند مثلاًً در یک خریداری بایست مقررات حسابی و مقرره خریداری بطور کامل رعایت شده باشد و یا در بررسی از مصارف ساختمان ها و تعمیرات بایست ار چگونگی تطبیق موازین و نورم های ساختمانی ارزیابی به عمل آید. 

2:- سطح معقولیت و اقتصادی بودن

سطح دوم بررسی را سطح معقولیت و اقتصادی بودن تشکیل می دهد که شامل پروسه کنترول و تفتیش است زمانیکه از تطبیق قوانین و مقررات نظر به سطح اول اطمینان حاصل شد بایست به سطح دوم پرداخت درین مرحله مفتشین باید ارزیابی نمایند کا ایا فعالیت اقتصادی و معامله مالی و حسابی معقول و اقتصادی میباشد و یا خیر؟

مثلاً در یک خریداری تمام مواد و مقرره خریداری رعایت گردیده نرخ نازل تثبیت شده و امتعه به قیمت نازل تهیه گردید و لی هرگاه ارزیابی که اداره تحت بررسی می توانست بدون تهیه و خریداری جنس مذکور از موجود دیپو و اجناس مشابه استفاده نماید مسلماً خریداری غیر اقتصادی و نا معقول خواهد بود.

3:- سطح موثریت و تطبیق اهداف

این سطح نیز در برخی از موارد از اهمیت زیادی بر خوردار میباشد یعنی بعد از اطمینان از قانونیت اجرااًت معقول و اقتصادی بودن فعالیت ها بایست ارزیابی گردد که معاملات و فعالیت ها بطور موثر و اقتصادی بوده یا خیر؟
بطور مثال هرگاه قسمت اعمار یک الحاقیه مصارف صورت گرفته باشد بایست بعد از انجام بررسی های سطح اول و دوم ارزیابی گردد که الحاقیه مذکور برای فعا لیت ارگان تحت بررسی چه موثریت داشته و ایا اعمار الحاقیه مذکور شامل پلان فعالیت ارگان بوده و یا چطور زیرا دیده می شود که تعمیرا ت به منظور مشخص اعمار میگردد ولی از آن به شیوه های دیگر کار گرفته می شود مثلا تحویل خانه برا ی گارج وسایط ویا اینکه در برخی موارد وجوه اضافه از تخصیص باقی می ماند ارگان برای اینکه برای آن مدرک مصرف سراغ کرده باشد بطور غیر موثر خارج از هدف انرا به مصرف می رساند ولی هرگاه هر سطح بررسی بطور متناسب تطبیق گردد نتایج مطلوب بدست آمده و امور مربوطه بطور کامل بررسی میگردد.

ب- انواع بررسی

هدف از توضیح انواع بررسی ها این می باشد تا دست اندر کاران کنترول و تفتیش در روشنی قرار گیرد که بین انواع بررسی و شیوه های بررسی فرق وجود دارد زیرا انواع برسی عمده بوده و خیلی هم اساس می باشد ولی شیوه های بررسی متعدد و مختلف بوده می تواند که تاکتیک های مختلف و میتودهای چند بعدی به کار بسته شود بطور عموم نظر به ما هیت وظایف اداره کنترول و تفتیش و شعبات تفتیش داخلی سه نوع بررسی وجود دارد که عبارت اند از:

1:- بررسی قسمی

 بررسی می باشد که در یک ارگان یک قسمت و یا یک موضوع از فعالیت قبلا تشخیص گردیده و همان قسمت یا موضوع مورد کنترول و تفتیش قرار میگیرد.

مثلاً در یک اداره بودجوی مصارف خریداری ها و یا تنها مصارف حق الزحمه ها

2:- بررسی موضوعی و مقایسوی

 این بررسی در برخی موارد به منظور مقایسه چگونگی فعالیت مالی و حسابی و اقتصادی چند ارگان مشخص ان هم از موضوع مشخص  صورت میگیرد بطور مثال بررسی از مو جودیت تفکیک و تحصیل طلبات در دو و یا اضافه از دو ارگان ویا بررسی رعایت موازین قانونی در تادیه حق الزحمه اضافه کاری ها در چند ارگان بودجوی بطور مقایسوی.

 3:- بررسی کامل یا کمپلکس

 بررسی میباشد که تمام فعالیت های مالی، حسابی و اقتصادی یک ارگان را احتوا مینماید مثلا در یک ارگان بودجوی تمام بخش های مصارفاتی که جز فعالیت همان ارگان باشد مانند خریداری ها، معاشات، مصارف ماکول مصارف مواد کوپونی، تجهیزات، ترمیمات تعمیرات و غیره......

 


????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ - 16:4

پول و کریدت

???? ???? :

بسم الله الرحمن الرحیم

پول و کریدت

تعریف و ماهیت پول:

برای دانستن یک پدیده ابتدا لازم است تا درمورد پیدایش، ماهیت و مفهوم آن فکر کنیم. پیدایش پول با خلقت بشر همراه بوده است و از روی دست آوردها و اختراعات بشر در عرصۀ زندگی شان میتوانیم تاریخ پول را در یابیم.

نظربه اسناد و شواهد دست داشته میتوانیم بگوییم که باستان شناسان 27000 سال قبل از تولد حضرت عیسی «ع» تصاویری(نظر به رشد و تکامل خط و رسم) را ازقبیل کله گاو، تصویر از انسان ها و کله انسان ها در شهر بابل که در  20 کیلومتری بغداد موقعیت دارد در کنار دریای دجله و فرهاد از مغاره های کوه های آنجا در یافت کردند. که این تصاویر موجودیت انسان ها را ثابت میکرد و سؤال اینجاست که همین انسانها احتیاجات و ضروریات خود را چگونه رفع میکردند و چگونه غذای مورد نیاز شانرا تأمین میکردند که وضع احتیاجات شانرا ازدو بعد مورد مطالعه قرارمیدهیم یکی انفرادی و دیگری گروهی، که هردومرحله موضوع غذا را در بر میگیرد.

درمرحله انفرادی غذا را از ماحول و اطراف خود تهیه میکردند که بعداً مشکلات زیادی ایجاد شد که آنها را وادار ساخت تا از یک نقطه به نقطه دیگر مهاجرت کنند. بنابر ترس و وحشت مجبور شدند که بصورت گروهی مهاجرت کنند. بعداً آنها به این فکر شدند که باید وسیلۀ را پیدا کنند تا توسط آن غذا را بدست بیاورند. ازینکه درمیان آنها اشخاص زور و کمزور بود و همچنان موضوع ترس و وحشت، آنهارا وادار ساخت که نه تنها در بارۀ احتیاج غذایی فکر کنند بلکه در مورد حفظ جان خود و داشتن یک سرپناه نیز بیندیشند تا از گزند حیوانات گزنده در امان باشند. ازینکه در آن زمان نه پولی وجود داشت و نه معلوماتی در مورد آن با آن هم بنابر فکرو تلاش افراد آنزمان در مورد وسایل رفع احتیاجات خود، برای اولین بار کلمۀ مقیاس(اندازه کردن) بوجود آمد. بعد از مرحله مقیاس مرحله تبادلوی یعنی تبادله جنس به جنس بوجود آمد که یک جنس با یک جنس دیگر تبادله میشد. نظربه رشد احتیاجات انسان ها سیستم تبادله که یک جانبه بود به دوجانبه شد یعنی تبادله یک جنس در برابر چندین جنس که این سیستم سالهای بسیارزیاد را دربر گرفت.

نوت: تبادله جنس به جنس قسمی بود، زمانیکه یک شخص میخواست جنس مورد ضرورت خود را بدست بیاورد او باید به یک بلندی میرفت ودرانجا آتش را روشن کرده و جنس که در نزدش بود آنجا میگذاشت تا اینکه شخصی دومی بیاید، در صورتیکه همان جنس مانده شده مورد ضرورت وی میبود آنرا اخذ میکرد و در بدل جنس دیگری را میگذاشت.

بنابر مشکلات که در تبادله جنس به جنس وجود داشت از قبیل:

1.    کالا ها قابلیت تقسیم شدن را نداشت.

2.    انتقال کالا مشکل بود.

3.    در آن زمان وسیلۀ ترانسپورتی وجود نداشت.

4.    مشکل دریافت میل شان. یعنی درزمان تبادله این مشکل بود که افراد هر دو طرف معامله شی مورد نیاز و علاقه شانرا پیدا میکردند.

5.    حالت اقلیم

بنابر همین مشکلات بود که انسان ها را وادار کرد تا در مورد یک  وسیلۀ تبادلوی دیگری  فکر کنند که مشکلات یاد شده را نداشته باشد. ازینکه انسانها برای در یافت غذا از یک جا به جای دیگر مهاجرت میکردند، همین مهاجرت باعث شد تا آنها با فلزات نجیبه آشنا شوند. قبل ازاینکه آنها با فلزات نجیبه آشنا شوند، ارزشی را که استفاده میکردند که آن کمیاب بود برعلاوه بدست آوردن آن نیز مشکل بود و بیان گر شکل ابتدایی پول نیز بود عبارت از دندان فیل و پنجه شیر بود. در نتیجۀ رشد خواهشات انسانها مرحله دوم یعنی استفاده از فلزات آغاز گردید. در بارۀ اینکه چرا انسانها از فلزات نجیبه استفاده کردند همین کمیاب بودن آن است برعلاوه بعضی ارزشهای دیگر را نیز دارد که قرار ذیل است:

§       قسمکه در بالا نیز تذکر داده شده است همان کمیاب بودن آن است.

§       خورد میشد یعنی به قطعات کوچک تقسیم شده میتوانست.

§       انتقال آن آسان و ساده بود.

§       زود خراب نمی شد.

§       اخیراً اینکه، چون زنها ازان منحیث زینت خود  استفاده میکردند، بنابر آن مردم به آن امتیاز قایل بودند.

روی همین اسباب بود که فلزات نجیبه ارزش پیدا کردند و درجایگاه تبادله قرار گرفتند. همینطور مردم آهسته آهسته به پول و استفاده ازان نزدیک شدند.

تعریف پول: هر چیزیکه احتیاجات انسان ها را رفع کند عبارت از پول است. و تعریف که یک عالم مشهور آلمانی بنام مارشال 1842-1924 کرده و یک تعریف افغانی است قرار ذیل است:

تمام اشیای که بتواند وظایف پول را انجام دهد عبارت از پول است.

 

????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ - 14:19

بیمه

???? ???? : حسابداری

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخچه بیمه 

تاریخچه بیمه در جهان

 

انسان از زمان پیدایش با یک مسأله اساسی که همانا امنیت است مواجه بوده زیرا آفات طبیعی و حوادث از همان زمان پیدایش بشر در روی کره خاکی زمین موجود بود و حتی تا امروز نیز مشاهده میشود. بناءً انسان همواره در پی پیداکردن راه به خاطر تأمین امنیت مطمئن خویش و مال و ثروت بوده و همین مسأله زمینه پیدایش بیمه را فراهم کرده است.

چنانچه همه به این باور اند که برای نخستین بار بیمه به معنی واقعی آن برای حمایت تجارت و در برابر خطرهای کشتی رانی و دزدان دریایی بوجود آمد یعنی همزمان با تاریخ تجارت کشتی رانی.

در قرن 14 میلادی در یونان تجارت با مشکل(اخذ قرض های مورد نیاز) مواجه بود زیرا در دین مسیح سودخوری حرام بود و سرمایه داران هم حاضر نبودند که بدون سود سرمایه شانرا به قرض بدهند ولی در برابر مفاد حاضر به قرض دادن بودند. از طرفی، تجار نیز بدون گرفتن قرض به فعالیت خویش ادامه داده نمی توانستند، همین ضرورت و مجبوریت بود که ایشانرا به راهی رهنمود کرد که آن شرط توأم با قرض بود که در سال 1347 بین رومی ها رواج یافت.

پرداخت قرضه توأم قرضه قمسی بود که اگر کشتی به سلامت به ساحل می رسید، قرض گیرنده برعلاوه اصل قرضه مبلغی را به عنوان حق تضمین به قرضه دهنده می پرداخت و اما اگر کشتی غرق می شد ویا مورد تجاوز قرار گرفته و به ساحل نمی رسید، قرضه دهنده از قرض خود منصرف می شد.

چنانچه ملاحظه میگردد بیمه بحری قدیمی ترین نوع بیمه است که یکجا با بیمه آغاز گردیده است. برای تخستین بار روش های بیمه بحری در بنادر ایتالیا صادر شد و تجار ایتالیایی به تدریج این روش بیمه را در انگلستان نیز معمول ساختند. در انگلستان بهوه خانه لویدز که مرکز مهم خرید و فروش بین تجار، مالکین کشتی ها و آنهای که به تجارت بین المللی اشتغال داشتند، گردید. و بعدها در لندن روش های بیمه بحری رونق یافت و این نوع بیمه بوسیله بیمه گران فردی صورت می گرفت.

در قهوه خانه لویدز در اواخر قرن 17 موضوع تنظیم قرارداد بیمه و پرداخت تاوان در مقابل خطرات احتمالی دریاها و اقیانوس ها مورد توجه قرار گرفت که در نتیجه هر یک از مالکین کشتی ها که به خرید بیمه علاقه مند بودند، در فورم مخصوص پیشنهادات خود را به اطلاع بیمه گران می رسانیدند. بیمه گرانی که علاقه مند قبول ریسک(خطر، احتمال خطر و ضرر) بودند در زیر فورم مذکور نام خود و مقدار ریسک را نوشته می کردند.

قهوه خانه لویدز در تاریخ بیمه شهرت جهانی دارد که میتوان آنرا پایه بزرگترین مؤسسات بیمه در جهان شمرد. به حسب شواهد تاریخی، در شهر های شمالی آلمان مانند هامبورگ، شهرداری ها اداراتی را بنام دفتر آتش سوزی ایجاد نمودند که این ادارات با دریافت یک مبلغ سهم سالانه از صاحبان منازل، درصورت وقوع آتش سوزی زیان وارده را جبران می کردند. در سال 1666 حریق بزرگی در شهر لندن بوقوع پیوست، این حریق چهار روز ادامه داشت که در نتیجه 13000 خانه و 70 کلیسا را در 400 کوچه نابود کرد. این آتش سوزی بزرگترین انگیزه بود برای توسعه بیمه آتش سوزی.

بعد از بیمه بحری، بیمه عمر رواج یافت علت پیدایش آن این بود که  دران زمان تاجران برده گان شانرا عین اموال و اجناس از یک بندر به بندر دیگر جهت خرید و فروش انتقال میدادند. طبعاً فوت آنها به منزله نقص مال به صاحبان شان بود لذا این خطر فوت بیمه می گردید که در قرن 16 بیمه عمر برعلاوه برده ها به مسافرین دیگر کشتر نیز توسط بیمه گران عمومیت یافت.

اولین قرارداد بیمه عمر در 1583 در انگلستان عقد و رسماً عملی گردید. اولین قرارداد بیمه که عملی گردید خیلی جالب بود، در 18 جون سال 1583 شخصی بنام ویلیام گیبونزخود را در مقابل 383 پوند و 6 شلینگ و 8 سنت به مدت 12 ماه بیمه کرد. نامبرده در 29 ماه می سال 1584 فوت نمود، بیمه گران طبق قرارداد باید مبلغ بیمه را می پرداختند اما انها نپرداختند چون ادعا میکردند که قبل از فوت موصوف، قرارداد منقضی(گذشته) شده است. اما باید گفت که بیمه عمر در فرانسه قمسی دیگری دانسته می شد چون به باور مردم آن بیمه عمر باعث آدم کشی و تشویق فساد میشود لذا ممنوع گردیده بود.

اولین شرکت بیمه عمر در انگلستان در 1706 و در سویس در 1840 تأسیس یافت. در اروپا در قرن 19 یک جنبش در عرصه ماشین سازی پدید آمده و شروع به توسعه نمود به گونه که روز تا روز تعداد مؤسسات افزایش یافته و تعداد کارکنان درین مؤسسه ها نیز زیادشد. طبیعی است که کاردر مؤسسات تولیدی و صنعتی با حوادث غیر مترقبه نیز همراه بود و صدمات ناشی از حوادث غیر مترقبه باعث نقص در عضو کارکنان و حتی باعث از بین رفتن آنها می شد. بناءً صاحبان کار از همچو حوادث احساس مسؤلیت کرده و از طرفی دولت نیز بی تفاوت نمانده و کارفرمایان را تحت فشار قرار میدادند که در صورت وقوع همچو حوادث باید به کارگران تاان بدهند.

دولت فرانسه در 1898 و دولت انگلستان در 1906 بیمه های فوت، از کارافتادگی و بازنشستگی کارگران را به میان آورده که رفته رفته این بیمه طبقات بیشتر اجتماع را شامل شد. به اساس شواهد تاریخی بیمه های اجباری یا اجتماعی برای اولین بار در زمان پیز مارک صدر اعظم آلمان بوجود آمد که دران زمان خطرات مریضی و پیری را دولت بیمه می نمود.

در سال 1818 امپراتور آلمان پیامی به پارلمان فرستاد  که درین پیام توجه اصلی روی ازکارافتادگی کارگران در اثر پیری یا نقص اعضای بدن شده بود. قوانین متعددی بین سال های 1883 تا 1889 در کشور آلمان به تصویب رسید که در واقع پایه بیمه های اجتماعی یا اجباری درین سرزمین میباشد.

در کشور امریکا قانون غرامت(تاوان) کارگران در سال 1911 تصویب شد، با توسعه شهر ها و ایجاد جاده ها و اختراع موتر، تلفات مالی و جانی نیز افزایش یافت و این خود باعث گسترش ساحه شرکت بیمه گردید و بیمه موتر و مسؤلیت وسایط نقلیه در بسیاری از کشور های جهان شکل اجباری را اختیار نمود.

از اوایل قرن 19  باگسترش ساحه فعالیت در تجارت و صنعت بیمه های هم گسترش یافت مثل بیمه های حوادث شخصی، سرقت، بیمه های صحی، بیمه های انجنیری، بیمه های مسؤلیت عامه، جنگ و تظاهرات و غیره ایجاد گردید. دران زمان شرکت های بیمه دریافتند که رشته های وجود دارد که از حدود قدرت اداری و مالی آنان خارج است و باید در وظایف دولت قرار گیرد و این بیمه های اجتماعی بوده که در انحصار دولت است مثل بیمه کارمندان دولت، تصدی دولتی و غیره.


????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ - 12:47

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آشنایی و معرفت با محاسبه

درس وتخنیک(فن) محاسبه یک رشتۀ از علم اقتصاد بوده که شیت(برگ) معاملات تجارتی و کارهای مالی را به عهده داشته بنابر این تمام ارگانهای(اعضا) پالیسی ساز( روش ساز) حساب بنابر معلومات که از محاسبه حاصل مینمایند پلانگذاری و تصمیم گیری مینمایند. برعلاوه  معلومات حسابی منحیث اسناد بااعتبار میتواند بهترین وسیلۀ حسابدهی باشد. تخنیک یا فن(دانستن) محاسبه ازنگاه محتویات(آنچه که محاسبه دربردارد) و ماهیت(حقیقت و نهادچیزی) بدوبخش تقسیم میشود:

1. محاسبه ازنگاه اقتصاد ملی: عبارت از تحلیل)حل کردن)مناسبات واحد های اقتصادی میباشد که به شکل گروپ، سکتور(قسمت از گروه مردم) یا حتا ممالک جمع بندی شده اند. مانند خانواده ها، تصدی ها، سرمایه گذاران و غیره، که این سکتور ها میتوانند بالای محصولات اجتماعی و عاید ملی تأثیر گذارباشند. پس وظیفۀ اساسی محاسبه ازنگاه اقتصاد ملی اینست که این گروپ ها و سکتورها را بادر نظرداشت مفاهیم و مشخصات شان دسته بندی نموده وبدین ترتیب باعث توضیح روشها و ایجاد مناسبات میان آنها میشود.

درین بخش محاسبه رشته های مختلف چون محاسبه انفلاسیون، احصائیه نفوس،... دریک کشور تصمیم میگیرند.

2. محاسبه ازنگاه اقتصاد تصدی: عبارت از روشهای مختلف است که به اساس آن تمامی فعالیتهای مالی و تجارتی تصدی ها ثبت میگردیده و مورد تحلیل(حل کردن) و ارزیابی قرار میگیرد. وظایف محاسبه با در نظر داشت معاملات داخلی و خارجی تصدیها به دو بخش تقسیم میگردد:

1. وظایف داخلی محاسبه شامل کنترول اقتصادیت و تهیه معلومات برای متصدیان(صاحبان تصدی) میباشد.

2. وظایف خارجی محاسبه مطالعه معلومات است که بین تصدی و محیط خارجی آن صورت میگیرد. محیط خارجی تصدی عبارت اند ازارسال کنندگان اموال(مارکیت تهیه)، مشتریان تصدی(مارکیت فروش) و ارگان های دولتی میباشد.

ماهیت امورمحاسبه: با استفاده از محاسبه تمام ارزشهای که در یک تصدی درجریان است و قابلیت تثبیت(ثابت شدن) شدن به واحد پولی را داشته باشد ثبت میگردد. همچنان محاسبه معلومات ارزشمندی را درمورد بلند بردن نافعیت(سودمندی) تصدی ها عرضه مینماید.

در ابتدا وظایف محاسبه بشکل ساده بود اما امروز با پیشرفت امورمالی محاسبه نیز وسعت یافته است. در چوکات محاسبه معلومات که به پول افاده(معنی) میگردد به دفاتر محاسبوی درج گردیده که نتیجۀ مختصر آن در اخیر دوره به بیلانس(ترازو- دارای دوسمت) انعکاس(برگردیدن) میگردد. ماهیت محاسبه یا کارهای حسابی متشکل از دو قسمت است.

1. ترتیب و تنظیم نتیجه(حساب مفاد وضرر)

2. ترتیب و تنظیم بیلانس

حساب مفاد و ضرر یا بیلانس ختم(Balance Sheet) وسیلۀ است که بخاطر تثبیت نتیجه تصدی و وضعیت مالی تصدی بکاربرده میشود. برای اینکه نتیجه یک تصدی ثابت شود، حاصلات(عواید) و مخارج(هزینه، خرج) تصدی در نظر گرفته میشود که این حاصلات و مخارج در یک حساب جداگانه بنام حساب مفاد وضرر درج میگردد، که از تفاوت یعنی حاصل تفریق حاصلات و مخارج تصدی نتیجه آن در اخیر دوره فعالیت اقتصادی بدست میآید.

بیلانس تصدی شکل یک ترازوی دوپله یی را داشته که دارای دوسمت میباشد. درسمت راست آن دارایی ها (ثابت وسیار) ودر سمت چپ آن انواع سرمایه ها (شخصی و غیر) درج گردیده، حاصل جمع هردونوع سرمایه بنام مجموعۀ بیلانس یادمیگردد که هردو سمت بیلانس همیشه باهم مساوی میباشند. بیلانس هرتصدی در شروع و ختم یک دوره اقتصادی ترتیب میگردد که بیلانس اولی بنام افتتاحیه و بیلانس دومی بنام بیلانس اختتامیه یا بیلانس شیت یاد میگردد.

نوت: بیلانس شیت یک صورت حساب میباشد که یک فعالیت گاه دراخیر سال دران دارایی ها و قروض خود را تعین میکند.

سیستم های مختلف محاسبه که از سال(1260 هجری. ش) به بعد درکشور ما طرح و مورد تطبیق قرار گرفته است:

1. اصول سیاق(روش) ورقوم(اعداد): این سیستم در سال 1260 درزمان امیرشیرعلی خان بوجود آمد که نظربه این سیستم مالیات بدوشکل نقدی و جنسی اخذ میگردید. یعنی هم از پول نقد و هم از جنس که درنزد شخص بود مالیات گرفته میشد.

2. اصول دفترداری: این سیستم در سال 1303 توسط متخصصان ترکی بوجود آمد که درین سیستم مالیات صرف بشکل نقدی اخذ میگردید اما بنابر انکشاف شرایط اقتصادی و رشد دولت ازبین رفت.

3. اصول شهریه: این سیستم توسط وزیرمالیه وقت میرمحمد هاشم خان ایجاد شد که محاسبات ماهوارصورت میگرفت اما با بوجود آمدن سیستم مانچولی ازبین رفت.

4. سیستم مانچولی: این سیستم در 1314 هجری .ش توسط داکتر ژینو مانچولی متخصص ایتالوی ایجاد شد. این سیستم دارای اهمیت زیاد بود چون میتوانست بودیجه(عواید ومصارف) دولت را تنظیم کند. درزمان کاربرد این سیستم دستگاه های حسابی(ماشین حساب، کمپیوتربه شکل ابتدایی) و دیوان حسابی(اکنون درمکاتب، محاکم و بعضی ارگان های دیگرنیز موجود است) بوجود آمد. اما بنابر انکشاف مالی جای خود را به اصول ژیستون داد.

5. اصول ژیستون: این سیتم درسال 1332 هجری.ش دراثر تحقیقات متخصصین ترکی بوجود آمد. این سیستم امورمالی را در وزارت مالیه پیشنهاد کرد و از طرف دیگر مرکزیت کنترول تمامی اجراعات حسابی را بوجود آورد. نظر به این سیستم واحد های اول اداری صلاحیت استفاده از تخصیص را نداشتند و مجوربودند برای اجرای مصارف و بدست آوردن تخصیص به وزارت مالیه پیشنهاد نمایند. اما امروز واحدهای اول حتی دوم در اجرای مصارف شان صلاحیت دارند. همچنان نظر به سیستم ژیستون، اسناد ادارات دراخیرسال در شعبات منبع حساب آنها باقی نمی ماند بلکه به دیوان صدارت ارسال میگردید. که درصورت کنترول و نظارت آنها خیلی وقت ضایع میشد همچنان زمینه برای استفاده جویی مساعد میشد بنابرین این سیستم درسال 1336 ه.ش در ماه میزان ازبین رفت و به جای آن سیستم مضاعف ایجاد شد.


????? ???? ... ???????: شمس الدین "حضرتی" | یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ - 13:32

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

رهنمود هذا عواید قابل مالیه و عواید غیر قابل مالیه اشخاص مقیم افغانستان را تشریح مینماید. جهت دریافت معلومات پیرامون موضوعات مالیاتی اشخاص غیر مقیم، به رهنمود شماره 23 مراجعه نمائید.

مطابق قانون مالیات بر عایدات سال 1387 ، مالیات ب رعایدات بر عواید ذیل وضع میگردد:

• عواید تمام منابع افراد حقیقی و حکمی مقیم و غیر مقیم افغانستان

• عواید منابع غیر افغانی یا خارجی افراد مقیم افغانستان طبق احکام قانون) ماده (2تابع مالیه میباشد.

عواید قابل مالیه یعنی چه؟

عواید قابل مالیه عبارت از مجموع عواید افراد حقیقی یا حکمی چه بصورت نقدی، ملکیت یا خدمات منفی معافیت های قابل مجرائی یا مصارف قابل وضع، میباشد. معافیت ها عبارت از مبالغ غیر قابل مالیه طبق قانون، میباشد.

مصارف قابل وضع عبارت از مبالغ میباشد که از مجموع عواید وضع میگردد مانند مصارف قابل وضع تشبث و سایر مصارف عواید. برای معلومات مزید پیرامون مصارف قابل وضع به رهنمای شماره 16 )مصارف قابل وضع و غیر قابل وضع تشبث( مراجعه نمائید.

یادداشت :

فورمه ها و رهنمودها در وزارت مالیه یا ریاست عمومی عواید بطور رایگان موجود بوده و همچنان هیچگونه حق الزحمه یا فیس در تمام مراحل ارزیابی و تحصیل مالیات اخذ نمی گردد. زمانیکه مالیه دهنده موفق به ارائه اظهارنامه مالیاتی خویش نمی گردد، طبق قانون مالیات بر عایدات سال 1387 بالای وی جریمه وضع میگردد. ارائه اظهارنامه مالیاتی حتی زمانیکه مکلفیت مالیاتی هم وجود نداشته باشد، قابل تطبیق میباشد. مالیه دهنده بمنظور جلوگیری از پرداخت جریمه باید اظهارنامه مالیاتی خویش را حتی اگر مکلفیت مالیاتی هم نداشته باشد، ارائه بدارد و در آن ذکر نماید که در این مرحله مالیه قابل تادیه وجود ندارد.

و سایر مصارف عواید. برای معلومات مزید پیرامون مصارف قابل وضع به رهنمای شماره 16 )مصارف قابل وضع و غیر قابل وضع تشبث( مراجعه نمائید.

کدام اشخاص از نظر مالی مقیم گفته میشوند؟

فرد حقیقی یا حکمی تحت شرایط ذیل یک شخص مقیم

در افغانسان شناخته میشود:

1. خانه اصلی شخص مذکور در جریان سال مالی در افغانستان بوده باشد، یا

2. شخص مذکور مدت یا چندین مدت 183 روزه در سال مالی را در افغانستان سپری نموده باشد، یا

3. شخص مذکور یک کارمند دولت افغانستان بوده و یک مدت در جریان سال مالی به اجرای وظیفه در خارج از کشور موظف گردیده باشد.

4. هر نهاد دیگرکه در جریان سال مالی در افغانستان تاسیس شده یا اداره مرکزی آن در جریان سال مالی در افغانستان بوده، نهاد مقیم در افغانستان میباشد.

«اقامتگاه اصلی » شخص حقیقی به اساس بررسی حقایق و شرایط تثبیت میگردد. در تثبیت اینکه آیا شخص حقیقی مورد نظر اقامتگاه اصلی اش در افغانستان بوده یا خیر، عوامل ذیل باید در نظر گرفته شود:

1. آیا شخص مالک خانه یا کرایه نشین در افغانستان میباشد.

2. آیا شخص مالک خانه یا کرایه نشین در کشور متفاوت میباشد.

3. اوقات که شخص در افغانستان و سایر ممالک سپری نموده است.

4. موقعیت فامیل شخص ، و

5. مدت زمانی مالکیت خانه شخص در افغانستان و مدت زمانی مالکیت خانه در یک ویا بیشتر کشورهای دیگر.

عواید قابل مالیه

عواید اشخاص حقیقی

عاید حاصله ذیل تابع مالیات برعایدات میباشد:

1. معاشات، مزد، فیس و کمیشن.

2. مجموع عواید از معاملات تجارتی، صنعتی، ساختمانی و سایر فعالیت های اقتصادی.

3. عواید حاصله از فروش ملکیت منقول و غیر منقول.

4. تکتانه، مفاد سهام، کرایه، حق الامتیاز، جوایز و مکافات، عواید از درک قرعه و بخششی ها.

5. سهام شریک از عاید شرکت تضامنی

6. سایر عواید حاصله از کار، سرمایه یا فعالیت های اقتصادی

7. سایر حالاتی که در قانون تصریح گردیده است.

8. سایر عواید ایکه در این قانون پیش بینی نگردیده است.

معاشات، حق الزحمه ها، فیس ها و کمیشن ها

معاشات و حق الزحمه ها تادیات در بدل خدمات عرضه شده توسط کارمندان میباشد. بطور عموم تمام این مبالغ تابع مالیه موضوعی )آمر شما از معاشات و حق الزحمه های که برای شما می پردازد مالیه وضع نموده و آنرا به نمایندگی شما به حساب دولت انتقال میدهد(، میباشد. اگر یگانه منبع عایداتی شما معاش یا حق الزحمه باشد، پس مالیات آن بصورت درست وضع گردیده است، در اینصورت شما صرف یک وظیفه دارید و نیاز ندارید تا اظهارنامه مالیاتی را خانه پری نماید.

فیس ها معمولاً به اساس وظیفه مشخص تادیه میگردد، نه به اساس اوقات کاری، بطور مثال داکتر توسط یک شفاخانه استخدام میگردد و به اساس هر ملاقات مریض نه به اساس ساعت یا روزانه برایش پول پرداخته میشود. کمیشن عبارت از مبالغ میباشد که بر علاوه ویا بعوض معاش یا حق الزحمه بدست میاورید. کمیشن معمولاً بصورت فیصدی فروش شما پرداخته میشود.

عواید تشبث یا فعالیت های تجارتی

افراد مشتغل در فعالیت های تشبث چه بصورت یک شخص مسلکی مستقل )داکتر، وکیل، محاسب وغیره( یا تجار انفرادی )مالک انفرادی تشبث مانند دوکاندار، خیاط، وارد کننده اجناس، مالک نمایندگی سفر وغیره شخصیکه کدام نهاد حقوقی تحت عنوان شرکت سهامی یا محدود المسولیت تاسیس ننموده باشد( مکلف به تادیه مالیات از عواید خالص تشبث خویش میباشند. عواید خالص عبارت از مجموع عواید منفی مصارف قابل وضع تشبث میباشد.

مفاد یا ضرر بابت فروش دارایی

مفاد که از بابت فروش یا تبادله یا انتقال سرمایه ثابت یا سرمایه گذاری در یک تجارت یا تشبث بدست میاید، عواید بوده و تفاوت بین قیمت نقدی و قیمت تمام شد )یا قیمت بعد از استهلاک و مصارف مرتبط به فروش( ملکیت مالیه دهنده عواید است که باید راپور داده شود. اگر تفاوت بین قیمت نقدی و قیمت تمام شد برای مالیه دهنده )بعد از مصارف( ضرر باشد، در اینصورت هم باید راپور داده شود.

قانون مالیات برعایدات مالیه ثابت 1 فیصد روی فروشات یا انتقال دارائی منقول یا غیر منقول را نیز پیش بینی نموده است. در صورت که فروش یا انتقال دارائی توسط شخص حکمی صورت گیرد، مالیه ثابت در مقابل مالیات برعایدات سالانه قابل مجرائی بوده و در صورت که فروش توسط شخص انفرادی صورت گیرد، مالیه ثابت به عوض مالیه برعایدات سالانه محاسبه میگردد.

تکتانه، مفاد سهام، کرایه ، حق الامتیاز، جوایز و بخششی عواید تکتانه عبارت از مفاد مبلغ قروض میباشد.

مفاد سهام عبارت از هر نوع توزیع عوایدی است که از طرف شرکت به شکل پول، دارایی یا هر نوع مفاد متناسب به سهم شان به سهمداران صورت گرفته و شامل موارد ذیل میباشد:

1. هر نوع دارایی ملموس یا غیر ملموس

2. سهم در شرکت

3. تخفیف در هر نوع خریداری از شرکت

4. قرضه به سهمداران

5. استفاده از هر نوع دارایی شرکت

حصه قابل مالیه امتیازات عبارت از تفاوت ارزش مناسب جنس در بازار )ارزش در بازار چه خواهد بود( و قیمت تمام شد جنس، میباشد.

مثلاً :شرکت سهامی ABC وسایل الکترونیکی می فروشد. سهامداران شرکت سهامی ABC ممکن وسایل را بصورت مستقیم از شرکت با تخفیف 40 فیصد از نرخ پرچون )از ارزش جنس در بازار( خریداری نمایند. این امتیاز برای تمام مردم یکسان نمی باشد. احمد که یک سهامدار میباشد یک وسیله را به قمیت 6000 افغانی خریداری می نماید. ارزش همان جنس در بازار 10000 افغانی میباشد. احمد مکلف است تا 4000 افغانی را بعنوان امتیاز در اظهارنامه خویش درج نماید.

عواید را که از درک کرایه دارایی خویش بدست میاورید تابع مالیات بر عایدات میباشد. پرداخت کرایه تابع مالیه موضوعی میباشد. برای معلومات مزید در رابطه به مالیه موضوعی تادیات کرایه به رهنمای شماره 1، مالیه موضوعی خدمات کرایه، مراجعه نمائید.

حق الامتیازها عبارت از مبالغ میباشند که شما بلاثر خرید یا استفاده اجناس که تولید نموده اید مانند کتابها، فلم ها، موسیقی و غیره، بدست میاورید. حق الامتیازها همچنان تابع مالیه میباشد.

جوایز، تحایف )چه بصورت نقدی یا دارائی( و بخششی ها همچنان تابع مالیه میباشد.

سهام توزیعی عواید شرکت تضامنی

اگر شما شریک در یک شرکت تضامنی باشید، برای شما یک سند پیرامون سهم تان از عواید ناخالص و مصارف شرکت صادر میگردد. تفاوت )عواید ناخالص منفی مصارف قابل مجرای مساوی سهم مفاد شما میباشد. شما باید این مبلغ را در مجموع عواید خویش در اظهارنامه مالیاتی درج نماید.

یادداشت:

زمانیکه عواید را بصورت غیر نقدی بشکل خدمات یا دارایی )منقول یا غیر منقول( بدست میآورید، باید آنرا تحت قیمت مناسب آن در بازار، گزارش دهید.

بطور مثال: عزیر یک نجار است و یک کار را برای یک داکتر دندان انجام داده است. داکتر مذکور موافقه نموده است تا بعوض پول نقد دندانهای دو پسرعزیز را بسازد. معمولاً مصارف دندانسازی

10000 افغانی می گردد. آقای عزیز باید 10000 افغانی را بعنوان عواید در اظهارنامه مالیاتی خویش

نشان دهد.

عواید اشخاص حکمی

عواید اشخاص حکمی مانند اشخاص انفرادی تابع مالیه میباشد به استثنای معاشات یا دست مزدها.

عواید غیر قابل مالیه

عواید حاصله ذیل تابع مالیات بر عایدات نبوده، شامل اظهارنامه مالیاتی اشخاص حقیقی و حکمی، نمی گردد:

1. بخششی ها، تحایف، انعامات، جوایز و مکافات از طرف دولت.

2. بخششی ها، تحایف، انعامات، جوایز و مکافاتیکه از طرف دول خارجی، موسسات بین المللی یا موسسات غیر انتفاعی ایکه به منظور تقدیر از فعالیتهای علمی، هنری، ادبی، پیشرفت های اجتماعی و تفاهم بین المللی، اعطا میگردد

3. سکالرشپ ها، فیلوشپ ها و سایر کمک ها بمنظور تعلیمات فنی و مسلکی.

4. امتیازات بیمه صحی، تصادم و بیکاری.

5. عاید بابت بیمه حیات که بعد از مرگ تادیه میگردد.

6. غرامات یا تلافی خسارات ناشی از جرح و مریضی یا اعاده حیثیت.

7. استقراض.

8. عاید حاصله از صدور اسناد سهم و اسناد قرضه توسط شرکتها.

9. حصول دارایی از طریق الحاق شرکتهای سهامی داخلی و سایر شخصیت های حکمی.

10. حصول دارایی منقول و غیر منقول از طریق سلب حقوق ملکیت مدیون توسط داین.

11. حصول اصل قرضه از مدیونین

12. مفاد اسناد قرضه دولتی و شاروالیها؛ و

13. سایر مبالغ حاصله طبق احکام این قانون.

یادداشت

عواید یک شخص در صورت در افغانستان از مالیه معاف بوده میتواند که یک معاهده یا قرارداد بین المللی در این را بطه با دولت افغانستان عقد شده باشد.

جهت دریافت معلومات مزید پیرامون معافیت در همچو حالات، به رهنمود شماره 7 تحت عنوان«معافیت از مالیات برعایدات طبق موافقت نامه دوجانبه یا چند جانبه » که در ریاست عمومی عواید یا صفحه انترنتی وزارت مالیه . www mof.gov.af قابل دسترس میباشد، مراجعه نمائید.

بخششی ها، تحایف، انعامات، جوایز و مکافات دولت، تادیات به کارمندان در بدل خدمات عرضه کرده در جریان دوره عادی وظیفه، را دربر نمیگیرد. بخششی ها، تحایف، انعامات، جوایز و مکافات در شرایط خاص یا حالت که از خدمات شایسته یک شخص قدردانی بعمل میاید، پرداخته میشود.

قابل یادآوری است که این پول ارتباط میگیرد به محنت یا قدردانی از خدمات و بناً تابع مالیه نمی باشد. بخششی های سالانه، اضافه کاری، جبران مصارف و سایر امتیازات که به بطور غیر انتخابی پرداخته میشوند، بخشی از عواید قابل مالیه بشمار میروند.

مثال اول: یک فامیل دچار یک فاجعه میگردد. فامیل مذکور مبلغ 5000 افغانی بعنوان تحفه از دولت بدست میاورد. این مبلغ برای هیچ یکی از اعضای فامیل مورد نظر قابل مالیه نمی باشد.

مثال دوم: یک داکتر طب عمر خویش را وقف ساخت کلینیک طبی و ارائه خدمات طبی در چندین جوامع، می نماید. دولت داکتر مذکور را قدردانی نموده و برایش تصدیق نامه و پول نقد می دهد، چنین تحفه نقدی معاف از مالیه میباشد.

مثال سوم: عاید جایزه نوبل یک انعام بوده که توسط یک عواید یک شخص در صورت در افغانستان

از مالیه معاف بوده میتواند که یک معاهده یا قرارداد بین المللی در این را بطه با دولت افغانستان عقد شده باشد.

موسسه بین المللی و غیر انتفاعی اعطاء میگردد، جایزه مذکور همچنان معاف از مالیه میباشد.

تمام عواید حاصله از درک سکالرشپ، فیلوشپ یا بخششی برای آموزش مسلکی و فنی معاف از مالیه میباشد. این عواید پول سفریه، بودوباش، جبران پول تدریس، فیس، مصارف کتاب و سایر مصارف، را دربر میگیرد.

مثلاً: یک محصل سکالرشپ که مصارف سفر، هوتل، مسکن، تدریس، فیس، کتاب ها، صحی و غیره جمع مصارف لباس، غذا، مصارف شخصی که مجموعاً به 5000 افغانی در یک ماه میرسد، را دربر دارد، بدست میاورد. تمام این امتیازات از مالیه معاف میباشد.

اگر تمام مصارف محصل را دولت متقبل شود. این مصارف همچنان از مالیه معاف میباشد. هرچند اگر محصل بعنوان یک کارمند دولت تمام ویا بخش معاش خویش را از منبع دولت بدست بیاورد، در انصورت معاش شخص متذکره تابع مالیه میباشد.

عواید حاصله از شرکت بیمه بلاثر متقبل شدن ضرر، مریضی یا کدام مصیبت وغیره. شخص متضرر در مقابل مواد بیمه شده، تابع مالیه نمی باشد.

مثال اول: شخص خود را در مقابل مریضی و جراحت در یک شرکت بیمه که به آن بصورت ماهوار حق البیمه می پردازد، بیمه می نماید. شخص مذکور در یک حادثه معیوب گردیده که منجر به از دست دادن عوایدش و متقبل شدن مصارف میگردد. در این حادثه شخص مذکور معیوب میگردد.

صفحه جدید معلومات مالیات www.ard.gov.af روند دریافت معلومات مفید و مورد نیاز را به مالیهدهنده ساده تر ساخته است. این صفحه حاوی قانون مالیات برعایدات سال 1387 ، اطلاعیه ها و طرزالعمل ها، فورمه ها، رهنمود ها، اسناد های آرشیف شده، سوالات و پاسخها پیرامون مالیه موضوعی معاشات و سایر منابع به شمول تعلیماتنامه مالیات بر عایدات میباشد. همچنان صفحه متذکره در برگیرنده تعلیماتنامه قانون مالیات برعایدات بوده که در آن هر یک از مواد قانون بصورت جداگانه با استفاده از مثال های مفید تشریح گردیده است.

تحت پالیسی بیمه به شخص متضرر مبلغ 10000000 افغانی بعنوان جبران خساره پرداخته میشود. این رقم همچنان تابع مالیه نمی گردد.

مثال دوم: شخص در جریان اجرای وظیفه مجروح میگردد. اداره شرکت دارای پالیسی بیمه بصورت یکسان به تمام کارمندان میباشد. شرکت بیمه به شخص مجروح مبلغ10000000 افغانی بعنوان جبران خساره می پردازد. این عواید همچنان معاف از مالیه میباشد با وجودیکه کارمند معیوب کدام حق البیمه به شرکت بیمه نمی پردازد.

معلومات را در کجا می توان یافت؟

فورمه های مالیاتی و رهنمودها به صورت رایگان به شکل چاپی و الکترونیکی از ادارات ریاست عمومی عواید وزارت مالیه، مستوفیت های محل یا درصفحه انترنتی ریاست عمومی عواید یعنی http://www.ard.gov.af قابل دریافت بوده و از طریق صفحه انترنتی میتوانید نقل قانون مالیات برعایدات سال 1387 را نیز بدست آرید. همچنان موقعیتها، شماره های تماس و ساعات کاری ادارات و مستوفیتها ارائه گردیده است. مالیه دهندگان نیز می توانند سایر معلومات مفید به شمول اطلاعیه های مختلف، مقررات، سوالات و پاسخها پیرامون مالیه موضوعی معاشات، قانون مالیات برعایدات سال 1387 و تعلیماتنامه مالیات بر عایدات دریافت نماید. همچنان صفحه متذکره در برگیرنده تعلیماتنامه قانون مالیات برعایدات بوده که در آن هر یک از مواد قانون بصورت جداگانه با استفاده از مثال های مفید تشریح گردیده است.

یادداشت :

صفحه جدید معلومات مالیات www.ard.gov.af روند دریافت معلومات مفید و مورد نیاز را به مالیه دهنده ساده تر ساخته است. این صفحه حاوی قانون مالیات برعایدات سال 1387 ، اطلاعیه ها و طرزالعمل ها، فورمه ها، رهنمود ها، اسناد های آرشیف شده، سوالات و پاسخها پیرامون مالیه موضوعی معاشات و سایر منابع به شمول تعلیماتنامه مالیات بر عایدات میباشد. همچنان صفحه متذکره در برگیرنده تعلیماتنامه قانون مالیات برعایدات بوده که در آن هر یک از مواد قانون بصورت جداگانه با استفاده از مثال های مفید تشریح گردیده است.

 


???????: شمس الدین "حضرتی" | چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ - 12:56

مالیه موضوعی بر کرایه

???? ???? : حسابداری

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مالک یا مؤجر مسووًلیت پرداخت مالیه بر کرایه را از بابت پول کرایه ویا اجارهً که توسط وی اخذ میشود، دارد. مگر مستاً جر این مالیه را از پول کرایه وضع ومیپردازد. این مالیه صرف بالای مبالغی که به عنوان کرایه در بدل استفاده از جایداد غیر منقول توسط شخصیت های حقوقی) شرکت ها، مؤسسات، نهاد ها وغیره – نه شخصیت حقیقی( ویا اشخاص حقیقی ایکه جایداد را بمنظور پیشبرد فعالیت های تجارتی شان بکار میبرند تطبیق میگردد. مؤجر بابت پرداخت این مالیه به عنوان پیش پرداخت مالیات برعایدات خود درزمان خانه پری و ارائه اظهارنامه مجرای میگیرد.  (فقره 3 ماده 59 قانون مالیات برعایدات سال 1387 )

تاریخ انفاذ

این مالیه از تاریخ اول حمل سال 1383 یا بعد از آن بالای تمام قرارداد های کرایه مرعی الاجرا میباشد.

مؤجر (مالک خانه)

مؤجر یا مالک خانه مسؤل است تا نقل اسناد قراردادخط و یا اجاره خط اصلی را همراه با نمبر تشخیصیهء مالیه دهنده خود برای مستأجر فراهم نماید .

مستاًجر (کرایه نشین)

مستاجرمسووًل است تا مالیه بر کرایه را از پول کرایه قابل پرداخت به مؤجر وضع وهمراه با فورمه مناسب به نماینده گی از مؤجر به دولت بپردازد. هرگاه مالیه وضع شده ذریعه مستأجر بعداز تاریخ معینه تادیه گردد، درآنصورت مستأجر مسؤل هرگونه مالیه اضافی و جریمه مطابق قانون است.

چه زمانی مکلفیت مالیاتی بوجود میاید؟

هرگاه سرجمع کرایه ماهانه بیشتر از 10000 افغانی باشد درآنصورت مالیه موضوعی بر کرایه تطبیق میگردد. هرگاه کرایه ماهانه 10000 افغانی و یا کمتر از آن باشد، درآنصورت مالیه برکرایه تطبیق نمی گردد.

مثال:

احمد یک رستورانت را از وحید به کرایه گرفته است. او مبلغ 20000 افغانی کرایه ماهوار میپردازد. وحید مجموعاً مبلغ 5000 هزار افغانی را در ماه سنبله جهت ترمیم رستورانت به مصرف رسانده است. احمد مالیه را قرار ده فیصد مبلغ 20000 که 2000 افغانی میشود، محاسبه می نماید. وحید حین محاسبه مالیات برعایدات سالانه خویش مبلغ 5000 افغانی را منحیث مصارف به علاوه سایر مصارف عادی و ضروری بابت حفظ و مراقبت جایداد مذکور، کسر می نماید.

مالیه چگونه تادیه میشود؟

مالیات معمولاً ماهوار قابل پرداخت میباشند. اما درصورتیکه به اساس قرار داد استجاره موعد پرداخت کرایه متقاوت باشد )هر دوماه، ربع وار و غیره( مالیه بر کرایه نیز به همین اساس باید تطبیق گردد. مالیه به پول رایج افغانی در د افغانستان بانک الی تاریخ 15 ماه بعدی ماه که کرایه تادیه شده است )در صورتیکه روز پانزدهم رخصتی باشد روز بعدی رسمی( تحویل گردد. مستاجرین باید اطمینان حاصل نمایند که نمبرتشخیصیه مالیه دهنده در فورمه تکمیل شده درج شده باشد.

مثال:

احمد مالیه برکرایه را برای ماه جوزا 2000 افغانی محاسبه کرده است. وی قرار است کرایه جایداد را به تاریخ اول ماه جوزا که مبلغ 20000 افغانی میشود به مالک خانه بپردازد. احمد مبلغ 2000 افغانی را از پول کرایه وضع و مبلغ 18000 افغانی را به مالک خانه داده و مبلغ وضع شده را در د افغانستان بانک قبل از تاریخ15 سرطان تادیه می نماید. او یک رسید را درمقابل تادیه مالیه اخذ می نماید که بعداً آنرا منحیث ثبوت تادیه مالیه به مالک خانه ارائه می نماید.

نوت: هرگاه مالیه برکرایه جایداد ها به دلیل کم بودن آن از حد معین 10000 افغانی و یا دلایل دیگر) مانند، کرایه نشین شخص حقیقی است که جایداد را جهت پیشبرد فعالیت های تجارتی خود استفاده نمیکند.( تحت ماده 59 ، قابل تطبیق نباشد، درآنصورت عواید حاصله تابع مالیه مندرج قانون مالیات بر عایدات قرار میگیرد.

چه مبالغ به حیث تادیات کرایه بشمار میروند؟

تادیات کرایه دربرگیرنده مبالغی است که به شکل مستقیم نقداً، به قسم جنس، ویا عرضه خدمات وهمچنان به گونه مصارف ترمیمات، احیا و نوسازی تعمیر توسط مستأجر به مؤجر داده میشود. موجر مستحق کسر مصارف ترمیمات، احیا، یا نوسازی که توسط مستأجر صورت گرفته است، نشده و باید ارزش ترمیمات، احیا و نوسازی را حین حصول کرایه شامل عواید قابل مالیه خویش بسازد. دلیل شامل ساختن اجناس و خدمات در تعریف فوق تشخیص آنعده از موافقتنامه های کرایوی است که بانظرداشت کرایه کم ترتیب شده و درعوض مستأجر مصارف نوسازی و یا ترمیم خانه را می پردازد زیرا بدین ترتیب مالک خانه بعداز ختم دورهء کرایه از مصارف مذکور بهره مند میشود.

نورم های مالیه:

نورم مالیه کرایه ماهوار که از 10000 افغانی الی100،000 افغانی، ده فیصد ) 10 %( مبلغ کرایه است. کرایه ماهانه که از 100،000 افغانی بیشتر باشد تابع نورم مالیه پانزده فیصد مجموع کرایه قرار میگیرد.

محاسبات مالیه:

به موجر (مالک خانه)درمقابل مصارف حقیقی مبنی بر ترمیم و حفظ و مراقبت جایداد که تادیه مینماید از مالیه موضوعی مجرائی داده نمی شود. در عوض مؤجر میتواند مصارف تادیه شده بابت ترمیم، تعمیر و بهبود خانه را در اظهارنامه مالیات برعایدات سالانه خود وضع کند.

نرخ تبادلهً اسعار خارجی:

تادیات کرایوی که به اسعار خارجی صورت میگیرند، با استفاده از نرخ اوسط اسعار د افغانستان بانک درتاریخ تادیه به افغانی تسعیر گردند.

احکام تطبیقی:

درصورت عدم اطاعت از مقررات قانون مالیات برعایدات، وزارت مالیه از صلاحیت های اداری درچوکات قانون مالیات جهت حصول اطمینان از اطاعت پذیری استفاده می نماید. احکام اقدامات تطبیقی در فصول چهاردهم و شانزدهم قانون مالیات بر عایدات سال 1387 وجود داشته و دربرگیرنده جریمه ها و معرفی اشخاص اطاعت ناپذیر جهت پیگرد قانونی به څارنوالی می باشد.

وزارت مالیه به اساس ماده 59 قانون مالیات برعایدات صلاحیت دارد تا مالیات اضافی را درصورتیکه تادیات کرایوی کمتر از ارزش اصلی کرایه به اساس نرخ بازار بوده ویا درصورتیکه مالیه برکرایه درمیعاد معینه آن تادیه نشده باشد، تحصیل نماید.

معلومات را در کجا می توان یافت؟

فورمه های مالیاتی و رهنمودها به صورت رایگان به شکل چاپی و الکترونیکی از ادارات ریاست عمومی عواید وزارت مالیه، مستوفیت های محل یا درصفحه انترنتی ریاست عمومی عواید یعنی . http://www ard.gov.af قابل دریافت بوده و از طریق صفحه انترنتی میتوانید نقل قانون مالیات برعایدات سال1387 را نیز بدست آرید. همچنان موقعیتها، شماره های تماس و ساعات کاری ادارات و مستوفیتها ارائه گردیده است. مالیه دهندگان نیز می توانند سایر معلومات مفید به شمول اطلاعیه های مختلف، مقررات، سوالات و پاسخها پیرامون مالیه موضوعی معاشات، قانون مالیات برعایدات سال 1387 و تعلیماتنامه مالیات بر عایدات دریافت نماید. همچنان صفحه متذکره در برگیرنده تعلیماتنامه قانون مالیات برعایدات بوده که در آن هر یک از مواد قانون بصورت جداگانه با استفاده از مثال های مفید تشریح گردیده است.

صفحه جدید معلومات مالیات . www ard.gov.af روند دریافت معلومات مفید و مورد نیاز را به مالیه دهنده ساده تر ساخته است. این صفحه حاوی قانون مالیات برعایدات سال 1387 ، اطلاعیه ها و طرزالعمل ها، فورمه ها، رهنمود ها، اسناد های آرشیف شده، سوالات و پاسخها پیرامون مالیه موضوعی معاشات و سایر منابع به شمول تعلیماتنامه مالیات بر عایدات میباشد. همچنان صفحه متذکره در برگیرنده تعلیماتنامه قانون مالیات برعایدات بوده که در آن هر یک از مواد قانون بصورت جداگانه با استفاده از مثال های مفید تشریح گردیده است.

  بر گرفته شده از رهنمود شماره ۰۱ ریاست عمومی عواید

 آدرس لینک: www ard.gov.af


???????: شمس الدین "حضرتی" | پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ - 10:51

مالیه موضوعی معاشات

???? ???? : حسابداری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

تعدیلات جدید در قانون مالیات برعایدات سال ۱۳۸۷افغانستان نحوهء تطبیق مالیه بر معاشات را قسماً تغیر داده است. این رهنمود در مورد تغیرات مذکور توضیحاتی را در برداشته و شما را در زمینه اطاعت پذیری از قانون یاری میرساند.

چه کسی باید مالیه را وضع کند؟

اشخاص حکمی و حقیقی )انفرادی( که دارای دو یا بیشتر از دو کارمند در یکی از ماه های سال باشند مکلفیت وضع مالیه را از معاش آنعده ازکارمندانی که از یک حد معین )که بعداً مشخص میگردد( بیشتر باشد دارند )ماده ۵۸ قانون مالیات برعایدات(. اشخاص حکمی عبارتند از: شراکت ها، شرکت های سهامی، شرکت های محدود المسؤولیت، مؤسسات، نمایندگی ها، وزارت خانه ها، و دیگر ارگان های دولتی به سطح ملی و محلی، تصدی های دولتی و شهر داریها و نهاد های خیریه .

کدام نوع تادیات تابع مالیه موضوعی میگردد؟

تادیات که به شکل معاش یا دستمزد در بدل کار کارمندان برایشان پرداخته میشود تابع مالیه میباشند.

معاشات و دستمزدها متشکل اند از: معاش اصلی در بدل عرضه خدمات، اضافه کاری، امتیازات نقدی ازجانب کارفرما به کارمند )به شمول مأکول، کرایه موتر وغیره اما فقط به این امتیازات محدود نمیگردد(، و تادیات غیر نقدی در بدل عرضه خدمات.

جهت دریافت معلومات مفصل پیرامون اینکه چه تادیات تابع مالیه موضوعی است، به طرزالعمل عامه ۱۳۸۴/ ۶ که در صفحه انترنتی وزارت مالیه www. mof.gov.af قرار دارد مراجعه نمائید.

چه کسی تابع مالیه موضوعی است؟

تمام کارمندان مقیم و غیر مقیم یکه در افغانستان کارمیکنند و معاش ویا دستمزد شان از ۵۰۰۰افغانی (یا معادل آن به اسعار)در ماه ویا بخشی آن نظر به روز، هفته وغیره (در صورتیکه تادیات ماهوار نمیباشند)بیشتر باشد مکلف اند این مالیه رابپردازند. کارمندان غیر مقیم از تادیه این مالیه در صورتی معاف میباشند که کشور متبوع شان برای کارمندان افغانی در آن کشور نیز همچو معافیت را فراهم آورده باشد . اشخاص مقیم و غیرمقیم دول خارجی ومؤسسات بین المللی مکلفیت ادای وجایب مالیاتی شان را مطابق به قراردادنامه ها و معاهدات موجود با دولت افغانستان دارند .

مقیم از منابع افغانی درافغانستان قابل مالیه میباشد. عواید از منابع افغانی عبارت از عوایدیست که مستقیماً در افغانستان بدست آمده یا در بدل اجرا کار در کشور افغانستان تادیه شده باشد.

چه کسی کارمند و چه کسی قراردادی مستقل گفته میشود؟

بخاطر موضوعات مالیاتی، مهم است تا کارمندان و قراردادی های مستقل را از هم تفکیک نمود. کارمندان تابع مالیه موضوعی معاشات بوده در حالیکه قراردادی های مستقل تابع چنین مالیه نمی باشند اما قراردادی های مستقل تابع مالیات برعایدات سالانه قرار میگیرند. کارمند یا قراردادی مستقل در قانون مالیات برعایدات سال ۱۳۸۷ تعریف نگردیده است. به عوض آن، این یک واقعیت است که به اساس ماهیت و شرایط ارائه خدمات شخص انفرادی تصمیم گرفته میشود نه به اساس خود قرارداد یا شرایط مندرج آن. سایر عوامل شامل: میزان کنترول بالای شیوه کار، تنظیم تادیات، انعطاف پذیری محل کار، گزارش دهی، تهیه لوازم و تجهیزات، مدت ارتباط و غیره میباشد. جهت دریافت معلومات مفصل پیرامون تشخیص کارمند یا قراردادی مستقل از نگاه مالیات، به طرزالعمل ۱۳۸۵/ ۵ در صفحه انترنتی وزارت مالیه www.mof.gov.af یا صفحه انترنتی ریاست عمومی عواید . http://www. ard.gov.af  مراجعه نمائید.

چه کسی مقیم و چه کسی غیر مقیم گفته میشود؟

مطابق به قانون مالیات بر عایدات، شخص حقیقی وقتی مقیم کشور افغانستان گفته میشود که (ماده۲)

۱-     مقر اساسی رهایش او درهرزمانی طی سال مالی کشور افغانستان بوده باشد: یا 

۲-       برای مدت ۱۸۳روز طی سال مالی در افغانستان بوده است: یا

۳-        کارمند یا مأمور دولت افغانستان بوده وجهت اجرا وظایف به خارج از کشور  درهرزمانی طی سال مالیاتی مؤظف شده باشد .

عواید سراسری )ازمنابع داخلی و خارجی( اشخاص مقیم درافغانستان تابع مالیه میباشد.

اشخاص غیر مقیم افرادی اند که هیچ یک از شرایط فوق در مورد شان تطبیق نمیگردد. تمام عواید اشخاص غیر مقیم از منابع افغانی درافغانستان قابل مالیه میباشد. عواید از منابع افغانی عبارت از عوایدیست که مستقیماً در افغانستان بدست آمده یا در بدل اجرا کار در کشور افغانستان تادیه شده باشد.

مثال اول :

جو براون یک تبعه بریتانیا بوده که جهت اجرای مأموریت کاری برای یک مؤسسه خیریه بریتانیوی برای مدت یک سال به تاریخ ۱۲ می داخل شهر کابل میگردد. کدام قرار داد میان مؤسسه مذکور و دولت اففانستان مبنی بر معافیت مالیاتی کارمندان عقد نگردیده است .شخص مذکور معاش خود را به اسعار خارجی (پوند استرلنگ) از کشورمتبوع خود بدست میآورد. پول معاش مستقیماً به حساب بانکی وی انتقال داده میشود. اما معاش وی در بدل خدماتی است که شخص مذکور در افغانستان عرضه میدارد بدین ملحوظ عواید به عنوان عواید افغانی پنداشته شده و در افغانستان قابل مالیه میباشد.

مثال دوم :

عبدالله ناصری یک افغان است که درشهر دوبی زندگی میکند. شخص مذکور مدت سه ماه را در کابل سپری نموده تا برای همان مؤسسه خیریه بریتانیوی قبلی کار نماید . چون محل رهایش اصلی وی در افغانستان نبوده و برای مدت زمان ۱۸۳ روز در افغانستان بود و باش نداشته است و به همین ترتیب کارمند دولت افغانستان هم نیست بناً شخص مذکور غیر مقیم گفته میشود. اما معاش او در بدل کاراش در افغانستان عواید منابع افغانی بوده و قابل مالیه میباشند .

مؤسسه خیریه بریتانیوی مکلفیت دارد تا مالیه را از معاش عبدالله وضع وبه دولت افغانستان تادیه نماید.

نورم مالیه موضوعی چند است؟

اعتبار از تاریخ اول حمل سال ۱۳۸۸ ، قانون جدید مالیات برعایدات معافیت معاش ماهوار را از مبلغ ۱۲.۵۰۰افغانی به ۵۰۰۰ افغانی (یا بخشی از مبلغ مذکور نظر به روز، هفته و غیره)برای هر شخص کاهش داده است. قانون مالیات یک نورم دو فیصد مالیه را نیز اضافه نموده است. قانون مذکور یک جدول نورم های معاشات ماهوار را تعیین نموده است. (ماده ۴)

جدول محاسبوی معاشاتی که در ماه دوبار پرداخته میشود به افغانی

مالیه

عواید کمتر از (افغانی)

عواید بیشتر از(افغانی)

۰٪

۵۰۰۰

۰

۲٪ بعد ازوضع ۵۰۰۰

۱۲.۵۰۰

۵۰۰۰

 ۱۰٪+۱۵۰ بعداز وضع۱۲,۵۰۰

۱۰۰,۰۰۰

۱۲.۵۰۰

۲۰٪+۸.۹۰۰ بعد از وضع ۱۰۰.۰۰۰

-

۱۰۰.۰۰۰

جدول محاسبوی معاشات ماهوار به افغانی

مالیه

عواید کمتر از (افغانی)

عواید بشتر از (افغانی) 

۰٪

۲.۵۰۰

.

%2 بعد ازوضع 2,500

۶.۲۵۰

۲.۵۰۰

%10+75بالای مبلغ بشتراز 6,250

۵۰.۰۰۰

 6,250

 4,450+20% بالای مبلغ 50,000

-

 50,000

جدول معاشات دو هفته ای به افغانی

مالیه

 عواید کمتر از (افغانی)

عواید بیشتر از (افغانی)

%0

 2,308

0

%2 بعد ازوضع   2,308

 6,250

  2,308

%10+ 69بعد از وضع 5,769

 5,769

 5,769

 4,180 +20%بعد از وضع 46,156    

-

 46,156   

جدول معاشات روزمره به افغانی

مالیه

عواید کمتر از (افغانی)

عواید بیشتر از (افغانی)

%0

 1154

0

%2 بعد ازوضع 1154

  2885

 1154

%10+35  بعد از وضع 2885

 23,077

  2885

 2054+20% بالای مبلغ  23,077

-

 23,077

مالیه موضوعی معاش چطور محاسبه میگردد؟

مالیه موضوعی معاشات مطابق به جدول های فوق محاسبه میگردد. مشخص نمائید که از کدام شیوه پرداخت معاش استفاده مینمائید. جهت محاسبه مالیه هر کارمند، مجموع معاش )به شمول امتیازات قابل مالیه( وی مدنظر گرفته میشود. هرگاه مبالغ مذکور از بلندترین حد ) ۱۰۰.۰۰۰ افغانی در ماه ، ۵۰.۰۰۰ افغانی در پانزده روز و غیره ( بیشتر باشد ستون چهارم جدول مربوطه را استفاده نمائید. در صورتیکه مجموع معاش )به شمول امتیازات قابل مالیه( وی از دومین بلندترین حد ) ۱۲.۵۰۰ افغانی در ماه  ۶.۲۵۰ افغانی در پانزده روز و غیره( بیشتر بوده اما از بلندترین حد تجاوز نکند ستون سوم جدول مربوطه را استفاده نمائید. هرگاه مجموع معاش ) به شمول امتیازات قابل مالیه( هر یک از کارمندان بیشتر از پائینترین حد ) ۵.۰۰۰ افغانی در ماه، ۲.۵۰۰ افغانی در پانزده روز و غیره( بوده اما از دومین بلند ترین حد تجاوز ننماید، ستون دوم جدول مربوطه استفاده گردد. در صورت که مجموع معاش کمتر از پائینترین حد باشد، در آنصورت مالیه موضوعی معاشات قابل تطبیق نیست .

مثال ۳:

عبدالله ماهانه 20000 افغانی عاید دارد. نورم مالیه موضوعی وی 900 افغانی مطابق به محاسبه ذیل طبق ستون سوم جدول محاسبه معاشات ماهوار میگردد:

 7500 = 12,500 -20,000

750 =) 0.1(%7500x10

900 = 150+750

مثال ۴:

جوی برون از مثال 1 معادل به 55،000 افغانی ماهانه دوبار بدست می آرد. مالیه موضوعی معاش وی 5450 افغانی ماهانه دومرتبه مطابق به محاسبه ذیل از ستون چهارم

جدول معاشات ماه دوبار میگردد:

5000 = 50,000 -55,000

1000 = )0.2( %20 5000x

5450 = 4450 +1000

چه زمانی باید مالیه وضع شده تادیه گردد؟

کارفرما مکلف است تا مبالغ وضع شده را الی روز دهم ماه بعدی که در آن مالیه وضع شده به دولت بپردازد (ماده ۶۰) است معاش کارمندان خارجی خود را هر دوهفته اجرا میکند. اما معاش کارمندان داخلی به شکل ماهوار پرداخته میشود. شرکت مذکور مکلف است تا مالیات را نظر به نحوه پرداخت از هر دو گروپ کارمندان در زمانهای جداگانه وضع نماید اما هنگام پرداخت یک فورمه تحویلی را ترتیب کرده و مجموع مالیات وضع شده همان ماه را الی ده روز بعد از ختم ماه تحویل بانک کند .

مثال ۵:

شرکت خارجی «ب » کارمندان خارجی خود را ماه دو مرتبه و کارمندان داخلی را ماهوار معاش میدهد. این شرکت نیز مکلفیت تادیه و ارائه فورمه تحویلی را ماه یک مرتبه دارد.

مالیه موضوعی معاشات چطور راپور داده میشود؟

صورتحساب سالانه معاش و مالیه:کارفرما باید به هر کارمند خود یک نقل از اظهارنامه سالانه معاش ومالیه را بدهد که در آن اسم، آدرس، و نمبر تشخیصیه کارفرما، اسم،آدرس و

نمبر تشخیصیه کارمند یکجا با معلوماتی دیگر مثل مجموع معاش یا دستمزدکارمند و مالیه وضع شده از معاش تذکر داده شده باشد. یک نقل این صورت حساب سالانه به وزارت مالیه نیزفرستاده میشود )(ماده ۶۱).

راپورتوحیدی سالانه و فورمه انتقال صورت حساب ها:کارفرما باید راپور سالانه تمام معاشات تادیه شده و مالیات وضع شده در طول سال را ارائه نماید (ماده ۶۱).

فورمه راپور مالیه موضوعی معاش وتحویلی بانک :این فورمه باید درطی ده روز از ختم ماه که در آن معاشات تادیه گردیده است ترتیب و ارائه گردد. در این فورمه تمام معاشات تادیه شده و مالیات وضع شده راپورداده میشود .

مقدار مالیه وضع شده همراه با این فورمه در د افغانستان بانک تحویل میگردد . تحویلی پول در بانک به افغانی صورت میگیرد(ماده ۶۰).

مسؤولیت کارمند چیست؟

هرگاه یک کارمند صرف یک وظیفه داشته باشد در آنصورت وی مکلف به ارائه صورتحساب مالیه موضوعی نمیباشد. وزارت مالیه معلومات کامل را از راپور سالانه نهاد استخدام کننده وی دریافت میکند.

هرگاه کارمند عواید دیگر )به شمول وظیفهء دیگر، کار آزاد، سود سهام، کرایه و غیره که عواید به این ها محدود نمیشود( داشته باشد، شخص مذکور باید اظهار نامه مالیات بر عایدات اشخاص انفرادی را خانه پری و مالیه تمام سال را مطابق به آن سنجش نماید. کارمند مذکوراز بابت پرداخت هر مالیه دیگری که در طی سال از وی اخذ گردیده در ختم سال هنگام محاسبه مالیات کلی وی مجرائی میگیرد .(ماده ۶۳)

طرح موضوع مالیات موضوعی با کارمندان

تعدیلات در قانون مالیات باعث تغییر در نورم های مالیات شده که در نتیجه یک مقدار کمی در مالیات بیشتر کارمندان افزایش رونما گردیده و یکتعداد بیشتر دیگر را مکلف به پرداخت مالیه موضوعی جدید ساخته است. ضروریست تا به کارمندان خاطر نشان گردد که مالیات برعایدات یکی از بخش های مهم قوانین مالیاتی برای سال های متعدد بوده و پا بندی بدان مطابق به قانون سال ۱۳۸۷ از مسؤولیت های اساسی اتباع درافغانستان میباشد . هر گاه کارمندان مشخصاً در مورد مالیه موضوعی معاشات یا مالیات بر عایدات و طرز پرداخت آن سوالاتی داشته باشند، لطفاً ایشانرا رهنمائی کنید تا با ریاست عمومی عواید وزارت مالیه در تماس شده حل مطلب نمایند .

 در صورتیکه شما منحیث یک نهاد استخدام کننده خواسته باشید تا نمایندهء از طرف ریاست عمومی عواید جهت تفهیم مسائل و پاسخ به سوالات کارمندان تان به محل کارتان اعزام گردد لطفاًبا ریاست عواید ویا مستوفیت ها در تماس شده و زمینه همچو ملاقات را فراهم سازید .

احکام تطبیقی

درصورت عدم اطاعت از مقررات قانون مالیات برعایدات، وزارت مالیه از صلاحیت های اداری درچوکات قانون مالیات جهت حصول اطمینان از اطاعت پذیری استفاده می نماید. احکام اقدامات تطبیقی در فصول چهاردهم و شانزدهم قانون مالیات برعایدات وجود داشته و دربرگیرنده جرایم و معرفی به څارنوالی جهت پیگرد قانونی می باشد.

منبع: بر گرفه شده از رهنمود شماره ۰۵ ریاست عمومی عواید.


???????: شمس الدین "حضرتی" | دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ - 12:57

????? ?????

» تفتــــیش و اهمیت آن درامــــورات مالـــــــی ( شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ )
» بانکداری الکترونیکی ( شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ )
» ( Management)مدیریت ( شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ )
» تفتــــیش و اهمیت آن درامــــورات مالـــــــی ( دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ )
» پول و کریدت ( شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ )
» بیمه ( سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ )
» مبادی محاسبه(آشنایی و معرفت با محاسبه) ( یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ )
» عواید قابل مالیه و غیر قابل مالییه (رهنمود شماره 15 ریاست عمومی عواید) ( چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ )
» مالیه موضوعی بر کرایه ( پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ )
» مالیه موضوعی معاشات ( دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ )
» تحليل سيستم بانكى افغانستان توأم با نظريات اصلاحي ( دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ )
» محاسبه بودجوی ( چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ )
 

????????

ADS

?????? ??